
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی میپردازند. بحث با تحلیل کلام شیخالرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرطلا و بشرطشیء آغاز شده و با استفاده از مثالهای ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آنها میرسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاههای سطحی به اصل وجود، به این نتیجه میرسیم که وجود باریتعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیهالسلام، به این نکته ختم میشود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقلهای بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
8مقام هوهویت، مقام اطلاق نه مقام بشرطلائی
این مىشود خود آن طبیعت جنسیه كه در اینجا لحاظ شده است. در محاورات ما كه صحبت مىشود یك وقت مىگویم که شما برو و برنج بخر؛ برنجِ بدون خصوصیت بخر! ملاحظه كنید منظور من برنج بدون خصوصیت هست که در اینجا اطلاق قید شده است. در اوّلى ما لفظ را مقیّد به اطلاق نكردیم و نگفتیم که برنج مطلق گران شده بلکه گفتیم که خود برنج گران شده است اما اینكه مىگوییم که خود برنج گران شده بااینكه فرضاً سه هزار تومان به بچه بدهیم و بگوییم که برو برنج مطلق بخر، در اینجا مطلق را قید قرار دادیم ولی در اوّلى اطلاق ذاتى خودش بود اما الآن اطلاق ذاتش نیست بلکه الآن اطلاق قید اوست لذا او وقتى كه به مغازه برود از انواع برنجی كه در آنجا هست هركدام را مىتواند انتخاب كند چون اطلاق در اینجا قید شده است، گفتم که برنج مطلق بخر! چرا گفتم که برنج مطلق بخر؟ چرا وقتى كه مىگویم: برو برنج بخر؛ باید قید اطلاق را بیاورم؟ براى اینكه وقتى مغازه میرود گیج نشود و نگوید که آقاجان من كه گفت برو برنج بخر منظورش چه بود، شاید منظورش این برنج قیمت كمتر بود، شاید برنج قیمت متوسط بود و شاید منظورش برنج قیمت بالاتر بود! دوباره به خانه برگردد یااینكه با موبایلش ـ الآن تلفن همراه مىگویند، ایرانى هستیم و باید ایرانى حرف بزنیم و موبایل نگوییم!! ـ به آقاجانش تلفن كند و بگوید: اینكه شما به ما فرمودید كه برنج بخر منظورتان چه نوع برنجی است؟ الآن سه جور برنج است! آقاجانش میگوید که من گفتم برنج بخر، تعیین كه نكردم. مىگوید شما كه اطلاق را قید نکردهاید ـ اگر از این اصطلاحات طلبگى ما بلد باشد ایراد مىگیرد ولى این بیچارهها بلد نیستند فورى مىگویند: چشم! ـ ترسیدم اگر آن برنج گران را بخرم علاوه بر آن كه زحمت كشیدم یك كتك هم بخورم و بگویى برو پس بده و آن متوسط را بیاور! درست شد؟! براى اینكه آن بیچاره تلفن نكند كه پول اضافه بدهد و براى اینكه اشكال نكند، منِ گوینده براى این مسئله قید اطلاق را مىآورم.
