اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

6
  • وقتى كه شما به مسئلۀ صرافت وجود نظر مى‌كنید كه حقیقت وجود، حقیقت واحد است نمى‌توانید تصور كنید كه آن حقیقت واحده باید ماده باشد، نمى‌توانید یك هم‌چنین چیزى را تصور كنید! اگر آن حقیقت واحد، حقیقت ماده باشد، ماده نمى‌تواند با مجرد جمع بشود! نمى‌شود یك شیئى و ذاتى او هردو ماده باشند و درعین‌حال بتواند ملزم به ذاتى معارضش باشد، این جمع بین متضادین است و هم‌چنین حقیقت وجود نمى‌تواند یك حقیقت مجردى باشد به آن مجرد اصطلاحی که نتواند قبول ماده كند ـ به انضمام این شرط ـ وقتى كه حقیقت وجود، یک حقیقت مجرد است و ذاتى مجرد عدمِ تسانخ و عدم مصاحبت و اقتران با ماده است بنابراین این ماده از كجا آمد؟! از خانۀ خاله‌اش كه نیامد! بالأخره این كتابى كه یك كیلو وزنش هست و در دست من هست این كتاب مجرد است یا ماده است؟! اگر ماده است پس این ماده از كجا آمد؟! شما گفتید که وجود، وجودی مجرد است و مجرد هم كه با ماده متلائم نیستند و تلائم و تصانف ندارند، بنابراین این ماده از كجا آمد؟! از وجود كه نیامد چون حقیقت وجود حقیقت مجرد است، مجرد هم با ماده نمى‌سازد پس این از كدام وجود آمد؟! ما باید یك وجود دیگرى را فرض كنیم كه ذاتی آن وجود ماده بودن است نه مجرد بودن! وقتى ماده بودن است اشیاء مادى از آن وجود به اشكال مختلفه منتزع مى‌شوند و براى تصور آن وجودِ ثانوى درقبال وجود اول لازمه‌اش حد قرار دادن است و لازمۀ حد، ترتیب است و لازمۀ ترتیب، امكان است و احتیاج به علت و فقر و... در آنجا پیش خواهد آمد.

  • معنای وجود اطلاقی

  • بنابراین با انضمام این مقدماتى كه در كنار هم قرار داده شد ما به یك نقطه‌اى مى‌رسیم كه وجود، باید و لاجرم غیر از این نمى‌تواند باشد که باید یك مجردى باشد كه در آن تجرد، نه تجرد بشرط‌‌لا و نه تجرد بشرط‌شی‌ء، هیچ‌کدام از این دو لحاظ نشده باشد بلكه آن وجود مجرّدِ لابشرطى كه یَجتَمِعُ مَعَ بِشَرطِ لائى از ماده و یَجتَمِعُ مَعَ بِشَرطِ شیئى ماده است، آن وجود، وجود اطلاقى است كه نه مى‌توان گفت که آن وجود اطلاقى مجرد به‌عنوان بشرط‌لائى است مانند عقول، ملائكه، صُوَر نوریه، عالم ارواح و نفوس؛ و نه آن وجود، مقیّد بشرط‌شیئى است كه عالم افلاك و ماده و عالم كون و فساد كه این خلاف عالم ابداعیات و اینها هستند.