
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی میپردازند. بحث با تحلیل کلام شیخالرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرطلا و بشرطشیء آغاز شده و با استفاده از مثالهای ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آنها میرسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاههای سطحی به اصل وجود، به این نتیجه میرسیم که وجود باریتعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیهالسلام، به این نکته ختم میشود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقلهای بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
4از این بالاتر بیاییم مىبینیم که در این زمین و آسمان؛ فرش هست سنگ هست آب هست كلوخ است درخت است همه چیز هست و اینها را هم تشخیص مىدهیم و نسبت به اینها شناخت پیدا مىكنیم یعنى احساس مىكنیم سنگ چه خصوصیاتى دارد و زبرى و صلابتش در چه حدى است یا مثلاً پشم در چه حدى است، پنبه در چه حدى است، خاك در چه حدى است، همۀ اینها را ما مىتوانیم تشخیص بدهیم و فرقش را بفهمیم و با آب و اینها تمیز بدهیم.
در وهلۀ دوم همینكه روى این فرش دست مىگذاریم آن احساسى كه این جنس چه جنسى هست و این چه نوعى است نوعیت این براى ما كشف مىشود درحالىكه این نوعیت براى طفل كشف نشده بود پس این معرفت، معرفت ثانویه است كه قدرى نسبت به او ارتقاء پیدا مىكند در عین اینكه در همۀ مراتب معرفت و شناخت، حضور علمى متحقق بوده است. خب مىبینیم این شناختى كه در اینجا برای ما پیدا مىشود نسبت به او یك مرتبۀ بالاترى است، درست شد؟! در این مرتبه بین ما و فرد اَعمیٰ فرقى نیست او هم این احساس را مىكند بالأخره او هم دیده پشم چیست، دیده سنگ و آب و خاك چیست، همۀ اینها را دیده و تشخیص مىدهد.
از این مرتبه بالاتر میآییم نگاه مىكنیم وقتى كه ما روى این فرش دست مىكشیم علاوه بر جنس، رنگها هم بهواسطۀ چشم ما منتقل مىشود؛ الآن این منطقه قرمز است، این سفید است، این آبى است، اینجا سرمهاى است، این سبز است، زرد است و إلی آخر، این الوان مختلفه علاوه بر لمس ظاهرى واقعیتهایى خارجی بوده و خیالى نیست منتها اطلاع بر آن واقعیت خارجى وسیله و ابزار مىخواهد که آن ابزار را شخص اَعمیٰ ندارد بلکه آن ابزار در اختیار فرد بصیر است كه نسبت به او اطلاع داشته باشد. بنابراین ما آمدیم این مسئله را هم تشخیص دادیم.
