اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

10
  • نسبت به مسئلۀ وجود و مقام هوهویتى كه صحبت كردیم، حقیقتى كه در آن بشود قِسمى از آن مجرد عارى از ماده باشد مثل عالم نفوس و ارواح است و همین‌طور حقیقتی که قسمی از بشود بشرط‌شی‌ء كه ماده بودن و جسم بودن باشد، این ماده بودن درقبال مجرّد بودن قَسیم قرار بگیرد یعنی ماده شرائط مجرد را و هم‌چنین مجرد شرایط ماده را نداشته باشد، آن وجودى كه بتواند به این دو شكل دربیاید، آن وجود اطلاق و اطلاق ذاتى مى‌شود پس مقام هوهویت مقام اطلاق است نه مقام بشرط‌لائی.

  • تلمیذ: در اینجا یك مسئله روشن مى‌شود، با این وصف مقام هوهویت و أحدیت، فرع مى‌شود درحالی‌كه شما فرع نگرفتید، اگر ما مقام هوهویت را همان مقامى‌ بگیریم كه از اطلاق بیرون است ولى براى مقام أحدیت اطلاق را قیدش درنظر بگیریم و بگوییم که مقام أحدیت مقام بشرط‌لا و به شرط اسقاط كافۀ تعیّنات است، در این‌صورت خود مقام أحدیّت قیدش اطلاق مى‌شود، ولى مقام هوهویت از قید اطلاق بیرون می‌آید.

  • استاد: خیلی از مسائل روشن می‌شود، بینید صحبت ما در این است كه این اطلاق و قیدى كه ما در اینجا لحاظ مى‌كنیم، آیا اعتبار ما به این واقعیت خارجى واقعیت مى‌دهد یااینکه ما باید براساس واقعیت خارجى اعتبار كنیم؟ ما تكلیفمان را باید اولاً روشن كنیم؛ این ما هستیم كه داریم براى خدا واقعیت مى‌دهیم و مظاهر خدا را براساس فكر خودمان دسته‌بندى مى‌كنیم و این‌طور که مى‌گوییم باید بشود، به خدا هم مى‌گوییم که باید آن نیّتى كه ما داریم انجام بدهی! خیلى‌ها الآن هستند و مى‌گویند كه باید این‌طور بشود و خدا باید این كار را بكند؛ خدا مى‌گوید که من نمى‌كنم! ما باید تكلیفمان را با خدا روشن كنیم كه ما داریم براى خدا وجود مى‌تراشیم و ظهور مى‌تراشیم و بر طبق آن اعتبار، خدا هم آن ظهور و وجود خودش را در خارج محقق مى‌كند یا خدا كار خودش را كرده و حالا ما داریم نگاه مى‌كنیم و این ظهورات را داریم تقسیم‌بندى مى‌كنیم؟!