اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

14٬740
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

24
  • همین پنجاه نفر یا صد نفری كه هستیم بقیه هم مى‌آمدند دوباره جریان صِفِّین را راه مى‌اندازیم؛ اگر ما بودیم هم همین فكر را داشتیم چون اینها افرادى بودند كه از مرگ نمى‌ترسیدند و به‌دنبال رسیدن به آن هدف و آن وسیله بودند. حالا آن پى قضیه و اصل مسئله كه بعد از اینها چه خواهد شد را كه دیگر اینها نمى‌دانند! در قضیۀ زید وقتى كه قیام كرد همه رفتند و فقط سیصدنفر با زید ماندند ولی همان سیصدنفر بر لشگر بنى‌مروان كه از شام آمده بودند غلبه كرده بودند و تا غروب همۀ آنها مُنهَزِم شده بودند، یك مرتبه تیرى آمد و به رأس زید خورد. داریم که «رُبَّ رمیة من غیر رامٍ» یعنی اینکه این تیر از كجا بود معلوم نبود. یك‌دفعه زید افتاد و تمام و همه ازبین رفتند.1

  • امام مُنَفِّذ مشیّت خدا

  • خب این‌ را هم امام حسین علیه‌السلام مى‌دید یا نه فقط همین سیصد نفر را ما مى‌بینیم؟! اینها دیگر چیزهایى است كه فقط امام مى‌تواند این مسائل را درك بكند. البته از این قضیه یك مسائل بالاترى هم هست كه امام مُنَفِّذ مشیّت خداست آن دیگر یك چیزهایى است كه بالاتر از این مسائل است. چیزهایى كه ما احساس مى‌كنیم و مى‌بینیم این است كه شرایط در آن موقع به‌گونه‌ای بوده كه اگر حضرت امام حسن مى‌خواستند صلح بكنند هیچ امیدى به عاقبت كار نبود و هیچ مسئله‌ای باقی نمانده بود. آن اعتراض امام حسین علیه‌السّلام هم یك اعتراض براساس ظاهر است همان‌طور كه خود امام حسن در زمان امیرالمؤمنین علیهما‌السّلام اعتراض مى‌كردند به امیرالمؤمنین و مى‌گفتند که اگر این كار را مى‌كردید بهتر نبود؟! حضرت گاهى از اوقات جواب مى‌دادند و گاهى اوقات هم مى‌گفتند که جاى این سؤال‌ها نیست.

  • تلمیذ: در زمان پیغمبر امیرالمؤمنین علیه‌السلام اعتراض نمى‌كردند؟

  • استاد: شاید یك هم‌چنین موقعیت‌هایى پیش نیامد كه براى حضرت پیش آمده بود. مگر حتماً باید بعدى نسبت به قبلى اعتراض داشته باشد؟ شاید آن موقعیت نبود کما‌اینکه اتفاقاً بعضى جاها هم داریم؛ برای مثال در آن قضیۀ ماریه قِبطیه [که به ماریه تهمت زنا زده بودند] آنجا امیرالمؤمنین حرف پیغمبر را تقیید كردند كه مطلق بروم یا براى فَحص بروم؟ این حكایت از این مى‌كند كه ایشان در آن موقع احساس كردند كه باید این مسئله بشود حالا پیامبر نگفتند ولى حضرت باید این مطلب را مطرح كند.2

    1. . عمدة الطّالب، ج 1، ص 257.
    2. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الاستیعاب، ج 4، ص 1912؛ أنساب الأشراف، ج 1، ص 450؛ رسالة حول خبر ماریة، شیخ مفید، ج 1، ص 17.
/ 613