اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

14٬740
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

19
  • وقتى كه مُسلم بن عَقَبه به مدینه آمد و سه روز اعلام اِباحه كرد و آن قضایا را به‌وجود آورد؛ پیش حضرت سجاد آمد و گفت كه باید با خلافت یزید به‌عنوان امیرالمؤمنین بیعت كنى، حضرت فرمودند که اگر نكنم چه مى‌شود؟ گفتند كه اگر نكنى ما تو و تمام بنى‌هاشم همه را گردن مى‌زنیم1 و اگر در آن مسئله امام سجاد مى‌گفت: نه، گردن می‌زدند؛ خیلى‌ها که امروزه هستند مى‌گویند: بزنید به فداى دین و ما این را دیگر با چشم دیدیم! خب الآن اگر امام سجاد برود دیگر دینى باقى نمى‌ماند والاّ امام سجاد ترسى از اینكه گردنش زده بشود، ندارد. در آنجا حضرت جان خودش را براى حفظ دین نگه داشت، پس هردو حفظ دین است. حالا به آن، حفظ دین یا رضاى الهى یا مصلحت الهى بگوییم و اسمش را هرچه به‌اصطلاح بگذاریم فرقی ندارد. پس هردو در اینجا مسئلۀ حفظ دین است منتها كیفیت شناخت وضع و به‌دست آوردن اوضاع كه الآن انسان مصداقِ براى كدام‌یك از این دو قسم قرار گرفته است اهمیت دارد.

  • فوائد صلح امام حسن علیه‌السّلام

  • در مسئلۀ امام حسن مجتبى علیه‌السّلام اگر آن حضرت مى‌رفت و با معاویه مقابله مى‌كرد؛ خب این‌طوری كه داریم حضرت شكست مى‌خورد، مخصوصاً که معاویه دنبال این بود تا كار را تمام كند و به زمان ابوسفیان و زمان جاهلیت برگردد و قضیه را برگرداند، با وجود جنگ صِفِّینى كه اتفاق افتاده بود و این‌همه از اصحاب كشته شده بودند و مرارت‌هایی که مردم كشیده بودند اصلاً كسى آمادگى نداشت كه دوباره جنگى بشود، مى‌گفتند بیا و كَلَك حسن ‌بن ‌على را بكن و قضیه را تمامش كن! مردم این‌طوری بودند، دین مردم این‌طوری بود، مردم كه [نسبت به دین و امام فهم] نداشتند، به‌ همین‎ خاطر امام حسن علیه‌السّلام خودش را نگه داشت تااینكه حضور یك امام در اجتماع ولو بدون قدرت را مردم احساس كنند كه‌ امام دارد راه مى‌رود؛ الآن پسر پیغمبر دارد در خیابان راه مى‌رود ولی قدرت ندارد، البته حضرت حرفشان را غیر از آن حرف‌هایى كه به آن خطیب و صحبت‌ها و نامه‌هایی كه به معاویه مى‌دادند مى‌زدند. همین‌قدر كه مردم حضور امام را در میان خودشان احساس بكنند که یك دری باز است و یكى سؤال شرعى مى‌كنند، حضرت در مسجد یک صحبتی مى‌كند همین مقدار كافى است و با همین مقدار مسئله حل می‌شود و معاویه هم به آن مقاصدش نمى‌رسد.

    1. . تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 251، با قدری اختلاف.
/ 613