اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

14٬740
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

11
  • خدا كه به ما نگاه نمى‌كند ما عالم را چطور اعتبار كنیم؛ ماده یا مجرد كنیم یا بینهما تصویر كنیم! خدا كار خودش را كرد و مجردات و ماده‌هایى را درست كرده است. حالا مى‌خواهیم ببینیم تكلیف خودش این وسط چیست؟ خودش در این جریانى كه در خارج به‌وجود آورده و یك ملائكه، عالم عقول، ارواح و نفوس كه اینها جزو مجردات‌اند را درست كرده و هم‌چنین كواكب، اجسام سماوى، ارضى، آدم، جن، پرى و شیطان درست كرده كه همۀ اینها جزو مادیات هستند، تكلیف خود خدا این وسط چیست؟ جزو آنها هست یا اینها یا با هردو هست؟ این را شما چطور ترسیم مى‌كنید؟ ظهورى دارد مانند ملائكه و اینها كه آن ظهور با ماده نمى‌سازد، هم‌چنین ظهورى دارد مانند افلاك، اجسام، كرات، بدن انسان و اینها كه با مجرد نمى‌سازد! این ظهورات در كیفیت و در ذاتیات خودشان قَسیم یکدیگر هستند و مى‌دانیم كه هردوى اینها ظهور است و وجود استقلالى ندارد یعنى منشأ دارد و باید سراغ منشأ را گرفت، آن منشأ جزو كدام‌یك از این دوتاست؟ اگر ماده است پس نمى‌تواند ابداعیات داشته باشد. اگر جزو ابداعیات است نمى‌تواند ظهور مادى داشته باشد. آن منشأ چه ماهیتى دارد؟ آن منشأ چه رتبه‌اى دارد؟ آن منشأ چه كِینُونیّتى در وجود دارد؟ خب سؤال شما در اینجا در كجاى این قضیه و در كجاى این مسئله قرار مى‌گیرد؟! اگر شما بگویید که وجود، ابداعیات است این بشرط‌شی‌ء یا بشرط‌لا شی‌ء و [به‌طور‌کلی] به شرط عدم تقید به ماده مى‌شود، وجود مشروط به عدم تقید به ماده وجود ملائكه، وجود عقول، عوالم نفوس، انوار، ارواح و اینهاست؛ وجود مشروط به شی‌ء كه مشروط به ماده مثل عالم كواكب و افلاك و اینها است، خود این وجودى كه منشأ می‌باشد چه وضعیتى دارد؟ قطعاً باید اطلاق داشته باشد چون مَقسَم باید مطلق باشد و خود مَقسَم كه نمى‌شود بشرط‌شی‌ء باشد، اگر بشرط‌شی‌ء باشد كه شما نمى‌توانید از او قسیم دربیاورید! خود او قَسیم براى جزء خودش و براى قِسم خودش مى‌شود، لذا مَقسَم باید مطلق باشد. این مطلق چه مطلقى است؛ آیا مطلق لفظى است؟!

/ 0