جلسه ۶۲۶
9اگر حضرت آنجا ساكت بودند دیگر تمام شده بود یعنی یك هجمهای بود مثل اروپا بر اسپانیا، یك همچنین هجمهای اصلا از طرف بنیامیه بر بلاد چیز قرار بود باشد كه اصلا مساله را تمام بكنند بگذارند كنار شاید اصلا میگفتند مساجد را تخریب كنند و تئاترش كنند و همان آداب جاهلی و به همان كیفیت و وضع جاهلی برگردانند دیگر اینجا حضرت از این نقطه احساسات مردم در اینجا استفاده كردند و جان خودشان را در اینجا برای حفظ دین و بقاء دین گذاشتند بعد كه دیگر اوضاع عوض شد و تغییر پیدا كرد و مردم مطلع شدند كه چه شد. این جان گرفت جرقه در دلها زده شد فهمیدند كه دارند به كجا میروند لذا شروع به قیام كردند واین توابین را به وجود آوردند این همه حكایت از آن جرقههای بود كه بواسطه مساله كربلا در دلها بوجود آمد اینجا یزید آمد و خلاصه خواست فتنه را بخواباند یعنی نمیتوانست اصلا آن ریشه را بكند گفت خب الان یك دستاویزی قرار دادیم برای اینكه قیام كردند وسركوب كنیم سركوب وحشیانه، اگر حضرت در اینجا با آن جو و اینهایی كه یزید میگوید خب چه خبر است ما كه كارتان نداشتیم برای چه آمدید این بازیها را درآوردید قیام كردی و فلان كردید و چه كردید پس معلوم است شما هم جزو اینها هستید پس معلوم است بهانه برای از بین بردن و كشتن امام سجاد پیدا میكند میگوید این هم جزو همین شورشی ها و افراد است دیگر حضرت نمیتواند باشد هرچه میخواهد بشود اینجا بایستی حضرت با قضیه كوتاه بیاید و بگذارند كه این قضیه فقط به سركوب بگذرد و تمام بشود آنها كه این كار را كردند بیخود كردند خب بدون اجازه حضرت آمدند قیام كردند نیامدند از حضرت اجازه بگیرید شما بدون اجازه این كار را كردید یك همچین آدم بیپدر و مادری را هم تحریك كردید آمد زد همهتان را فلان كرد كه ده هزار ولد غیر شرعی بدنیا آمد در آن قضیه ده هزار، خیلی خب بابا بخورید خب امام نشسته برای چه چیز میكنید حالا بخورید هیچ نتیجهای هم نداشت.

