اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 21-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۶

2
  •  این دستی كه من الان دارم روی این فرش می‌كشم یافته‌ها و شناخت‌های متعدد و معلوم‌های بالعرض متعدد الان دارد در من وارد می‌شود مساله‌ای اولی كه من دارم دست می‌كشم این احساسی كه می‌كنم این است كه این الان فرش است و سنگ نیست، این یك معرفت یك علم یك شناخت درست شد، در این شناخت من باید ـ حالا فرض بكنید یك مقداری از این هم بالاتر برویم یك مقداری مساله را از این عمیق‌ترش بخواهیم بكنیم ـ می‌گوییم در حس اولی كه برای من پیدا می‌شود این است كه در آن حس اول این چیزی كه در زیر دست من دارد رد می‌شود آن جسم است، این جسمیت در آن وهله اول، اول بلااول آن در ذهن من حضور پیدا می‌كند، خود جسمیت، اصلا كاری به این فرش و اینها نداریم این كه این الان جسم است در این مساله ما با بچه و با اطفال فرقی نمی‌كنیم یك طفلی كه الان تشخیص نمی‌دهد بین آب و بین سنگ و فرش و چیز دیگر آن حس ابتدائی او احساس جسمیت است حالا بعد یك مقداری بزرگتر بشود بین شیر و بین آب و بین سنگ و توپ و اینها فرض كنید فرق قائل بشود ولی آن احساس اولیه او چیست همان جسمیت است آن احساس بین همه ما مشترك است پس این می‌شود شناخت اول و معرفت اول و احساس اولی كه ما نسبت به این فرش داریم از این بیائیم بالاتر می‌بینیم در این زمین وآسمان فرش هست سنگ هست آب هست كلوخ است درخت است همه چیز هست و اینها را هم تشخیص می‌دهیم و اینها را هم شناخت پیدا می‌كنیم یعنی احساس می‌كنیم الان سنگ چه خصوصیاتی دارد زبری و صلابتش در چه حدی است، مثلا پشم در چه حدی است، پنبه در چه حدی است، فرض كنید خاك در چه حدی است، اینها را همه را ما می‌توانیم تشخیص بدهیم و فرقش را بفهمیم و با آب و اینها می‌توانیم تمیز بدهیم در وهله دوم همین كه ما می‌آئیم دست می‌گذاریم روی این فرش آن احساسی كه این جنس چه جنسی هست و این چه نوعی است نوعیت این برای ما كشف می‌شود در حالی كه این نوعیت برای طفل كشف نشده بود پس این معرفت معرفت ثانویه است كه یك قدری ارتقاء پیدا می‌كند با او در عین اینكه در همه مراتب معرفت و شناخت حضور علمی در آنجا متحقق بوده خب این شناختی كه در اینجا پیدا می‌شود می‌بینیم یك مرتبه بالاتری است از او، درست شد! در این مرتبه بین ما و بین فرد اعماء فرقی نیست او هم این احساس را می‌كند بالاخره آن هم دیده پشم چیست دیده چیست سنگ را دیده آب را دیده خاك را دیده اینها را همه را دیده تشخیص می‌دهد از این مرتبه بالاتر می‌آئیم نگاه می‌كنیم وقتی كه دست را ما می‌كشیم روی این فرش علاوه بر او رنگها هم بواسطه چشم ما این منتقل می‌شود الان این منطقه قرمز است، این سفید است، این آبی است، این فرض كنید سرمه‌ای است، این سبز است، زرد است این الوان مختلف علاوه بر لمس ظاهری واقعیت‌هایی است خارجی، خیالی نیست منتهی اطلاع بر آن واقعیت خارجی وسیله و ابزار می‌خواهد آن ابزار را شخص آعما ندارد آن ابزار در اختیار فرد بصیر است كه نسبت به او اطلاع داشته باشد پس بنابراین ما آمدیم این مساله را هم تشخیص دادیم اگر از اینجا یك پله برویم بالاتر فردی است كه در شناخت بافت فرش بصیرتی دارد و بقیه آن بصیرت را ندارند وقتی دست می‌كشد می‌گوید عجب بافتی دارد حالا من هرچی دست بكشم نمی‌فهمم خیال می‌كنم این با آن یكی است ولی چون او سازنده است او چون خبیر است به یك معرفت دیگری اطلاع پیدا می‌كند كه آن معرفت، یك بصیرت دیگری می‌خواهد و وسیله دیگری می‌خواهد ببینید آن رفت یك مرحله بالاتر یك كسی هست همین نگاه را می‌كند و وقتی كه به این رنگ‌آمیزی اینها نگاه می‌كنید می‌بیند می‌گوید عجب نقاشی بوده كه توانسته این رنگها را با همدیگر زمینه كند این را حالا او نمی‌فهمد این را این شخص دیگری می‌فهمد و همینطور شما می‌توانید این مساله را در معرفت‌های مختلف و اطلاعات مختلفی در این قضیه بدست بیاورید كه هركدام از آنها با اینكه وجود خارجی دارد و اعتباری نیست ولی وصول به آنها ابزار خودش را می‌خواهد و بدون آن ابزار انسان به آن واقعیت‌های خارجی نمی‌تواند برسد. فقط آن ابزار و آن واسطه ما را برای رسیدن به آن حقیقت خارجی راهنمایی می‌كند و كار دیگری نمی‌كند برای رسیدن به آن حقیقت خارجی و به آن واقعیت خارجی به این وسیله ما احتیاج داریم درست شد پس ببینید ما در اینجا مراتب مختلفی دیدیدیم.