اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 21-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۶

7
  • گفت موسیی نیست که دعوی انا الحق شنود***ور نه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست
  • همه دارند زمزمه می‌كنند و همه دارند اناالحق می‌گویند حالا در آنجا برای حضرت موسی تجلی از آن درخت شد برای آن می‌شود از یك درخت دیگر برای كسی می‌شود یعنی هر ظهوری در آن ارائه ظهوریت خودش تام است این همان مقام وجود احدیت است.

  •  تلمیذ: چگونه حضرت سیدالشهداء علیه السلام اولادی بنام عمر و ابوبكر وعثمان داشتند این چگونه بوده است؟

  •  استاد: در آن موقع اسامی یك اسامی عادی بود و آن قبحی كه الان ما داریم راجع به این اسامی آن موقع نبود بله بعضی از اسامی بود كه خب این اختصاصی بود مثل عایشه كه مثلا این خیلی مرسوم نبود كم بود و این یك همچنین اسمی را داشت كه داریم كه منهی از طرف ائمه بود و ائمه نهی می‌كردند كه اسامی دخترانتان را عایشه بگذارید این چه بود و چه بود ولی این اسامی خب یك اسامی چیزی بود یعنی اسامی عادی بود كه مثلا گذاشته می‌شود آن جنبة شهرتش و انتصابش به فرد در آن موقع نبود این مساله بود مضافا به اینكه احتمال اغراض دیگری هم در اینجا بوده احتمالش البته بعید نیست كه مثلا از باب شاید تخفیف بعضی از احساسات، علی كل حال زمانی كه آنها بودند ائمه زمان بسیار سختی بوده زمان بسیار سختی بود و بعد هم ما نگاه می‌كنیم مثل اینكه همیشه همینطور است یعنی قضیه این است كه مسائل نفس وقتی باشد مساله هست در هر زمانی مطلب اینطور است تا وقتی كه انسان همراهی كند خب كسی كارش ندارد وقتی كه بیاید نه اینكه چیز كند یك حرف حقی را بخواهد بگوید حرف حق است اگر باطل است می‌گویند باطل است ولی اگر حقی بخواهد زده بشود نه منظورت این است نباید گفت الان وقتش نیست الان وقتش نیست پس حق هم وقتی است الان نبایستی كه اینجور كرد و آنجور كرد قضیه همیشه بوده لذا همیشه حق‌گویان خود را در مضیقه می‌دیدند و مجبور به رعایت احتیاط بودند احتیاط یعنی همین تقیه، ما یك تقیه‌ای می‌شنوید در زمان ائمه، تقیه چیست؟ تقیه یعنی همین تقیه یعنی كسی نتواند حق را بگوید این معنایش معنای تقیه است و این زمانها فرق می‌كند در یك زمانی آدم نمی‌شود در یك زمانی بعد می‌بینیم خود افراد این حرفها را می‌زنند چی شد؟ اگر این حرف غلط بود پس چرا الان دارد مطرح می‌شود معلوم می‌شود همه مسائل مسائل نفسانی است همه‌اش بر اساس نفس است منتهی رنگ و لعاب‌ها فرق می‌كند رنگ‌ها تعابیر نقاب‌ها همه تفاوت می‌كند در زمان موسی‌بن جعفر یا امام صادق اینها به هارون و به آن منصور دوانقی امیرالمؤمنین می‌گفتند گفتن امیرالمؤمنین كه حرام بر غیراز حتی بر امام زمان امیرالمؤمنین حرام است بگوییم ما حق نداریم به امام زمان بگوییم امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابیطالب است نه به امام حسن می‌شود نه به امام حسین نه به كس دیگری و امام رضا به مامون می‌گفت امیرالمؤمنین همین امام رضا یا امیرالمؤمنین كذا و كذا یا هارون به موسی‌بن جعفر به هارون می‌گفت امام صادق به منصور دوانقی می‌گفت لقب می‌گفتند خب حرام است گفتنش مجبورند بگویند اگر نگویند چكار می‌كند خب می‌آید بازی درمی‌آورد پدر امام را درمی‌آورد با یك امیرالمؤمنین گفت این با ما خیلی چیز نیست حالا این تخفیف احساسات و تخفیف نفسانیات و اشتعال مسائل نفسانی را تخفیف می‌دهد این اسامی كه اینها می‌گذاشتند شاید حكایت از این همین مساله داشته.