جلسه ۶۲۵
9ـ در این كتاب تحریف شده، حرف آقا را تحریف كردند.
ـ كدام؟ كجایش را؟ یك كلمه را ما جا نیانداختیم.
ـ این حرفهای آقا را برداشتند ترجمه كردند و تحریف است!
ـ دست شما درد نكند. شما خودتان در این كتاب ننوشتید ما اینها را ترجمه میكنیم؟ در خود مقدمه نخواندید در خود مقدمهای كه از دست نویس آقا هست ننوشتید این كتاب با ترجمه از این موسسه منتشر خواهد شد؟ آن را بگذارید بغل این حرف، چون این مطالب آقا ترجمه شده، پس این كتاب آقا نیست. آن وقت همین آقا بلند میشود امام حسین ﴿علیهالسلام﴾ را زیارت میكند یا لیتنی كنت معكم فافوز فوز عظیما ای كاش چی بودم، ای كاش دنبال شما بودم ... امام حسین ﴿علیهالسلام﴾ هم به ریشش میخندد: برو پی كارت، جای زوار را گرفتی، اكسیژن را كم كردی، بلند شو برو مشهد، چرا بلند شدی آمدی؟ برای چی؟ این كه مرحوم آقای حداد مکرر میگفتند: در جریان کربلا به جای گریه، فهمتان را زیاد کنید مال این است، برای این كه ما امروز به این بدبختی نیفتیم كه بعد از گذشت پنجاه سال از سنمان و اهن وتُلُپها و بیا و بروها و درس دادن و فلسفه گفتن و فقه گفتنها بیاییم به روزی بیفتیم كه به ریش ما بخندند! كه این نتیجه این همه درسها و بحثها شد كه برداریم این حرف را بزنیم، این مطلب را بگوییم، این برای چیست؟ بخاطر اینكه ماهیت مساله را درك نكردیم، ماهیت قضیه را ما نیافتیم، در مكتب امیرالمؤمنین بجای پرداختن به ظاهر پرداخت به ماهیت است به ماهیت باید نگاه كرد به اهدافی كه در پس این حادثه هست باید نگاه كرد به نیتهای نهفته و پنهانی كه از آن نیتها كسی خبر ندارد و به مقاصدی كه همیشه پنهان است باید نگاه كرد.
امام صادق ﴿ع﴾ چرا با محمد و ابراهیم فرزندان عبداللَه محض بیعت نمیكند؟ چون از نیات خبر دارد، ما اگر آن موقع بودیم میگفتیم ای آقا! گرفتی نشستی این منصور دوانقی، این هم پسران بنیالحسن، برنامه هم برنامه قیام پس چرا گرفتی نشستی؟ مردم چكار میكنند؟ میبیینند اینها بنی الحسن و اولاد پیغمبرند آن طرف قضیه هم غاصب است، خلفای عباسی هستند میروند جلو؛ امام صادق ﴿علیهاسلام﴾ چكار میكند آن نیت را خبر دارد میگوید حكومت به دست این عبا زرده میافتد به دست شما نمیافتد بیخود نروید دنبالش چرا؟ چون من امامم خبر دارم از غیب خبر دارم امروز كه الحمدلله میگویند امام غیب ندارد خلاص، آن یكی درآمده، میگوید: حرف امام حجیت ندارد، از حجیت ساقط است. دیگر آدم نمیداند به اینها بخندد یا گریه كند، حرف امام از حجیت ساقط است امام علم غیب ندارد، آقا هم درمیآید میگوید امام عصمت ندارد، هر روز یك چیزی الحمدلله درمیآید یك روز یكی زیارت ناحیه را واهیه میشمارد یك روز دیگری زیارت عاشورا را رد میكند، یكی زیارت جامعه را میگوید مال غالیان است غالیان از تشییع است و چه هست، اینها همه بخاطر چیست؟ بخاطر این است كه نرفتند یك مقداری سواد زیاد كنند، امام میگوید: من امامم و قضیه را دارم میبینم آن تقدیر و مشیت خدا را تو نمیبینی من دارم میبینم گوش نمیدهی حالا بگیر، بعد شروع میكنند امام را تهدید كردن، رسیدن به مقام وسیله میخواهد، وسیله كیست؟ باید از امام عبور كنی میروند سراغش، بیعت میكنی یا نه؟ نكنی فردا ترا میكشیم، وسیله میخواهد همینطوری مردم حرف ما را قبول نمیكنند. ولی اگر ببییند جعفربنمحمد ﴿علیهاسلام﴾ آمد با ما بیعت كرد نتیجه این است جعفربنمحمد بیعت كرده است، آنها هم میآیند.

