جلسه ۶۲۵
7ایشان میگفتند ندای اسلام همه را باید بگیرد، رسول خدا وقتی كه آمد و ندای اسلام داد در این ندای اسلام سلمان و ابیذر را جدا نكرد، سراغ ابوسفیان هم رفت، گفت تو هم بیا اگر روزنهای در دلت هست، بیا تو را هم قبول میكنیم، اگر نیت صافی در تو هست، تو را هم قبول میكنیم، ابوجهل را و ابوسفیان را هم قبول میكنیم، خودشان نخواستند، خودشان میدانند سفره برای همه باز بود، این مائدهای كه در اینجا گذاشته شده برای همه است این ندای اسلام و ندای حق است، در همین مساله و راستا اول مخالفتی كه از سوی اقشار نسبت به این مساله پیش آمد از همین روحانیت بود، همه افراد آمدند غیر از روحانیت البته عده خاصی بودند خدا رحمت كند مثل آقای مرحوم صدرالدین پدر آقای شیخ روح اللَه ایشان از آن افراد گیوهكشیده و آستینبالازده و پابهركاب به اصطلاح بودند، افراد دیگری بودند خدا رحمت كند مرحوم آقا شیخ محمدجواد فومنی كه تهران نماز میخواند و مرحوم دستغیب بود خیلی از افراد بودند كه واقعا" اینها پابهكار بودند، یعنی اینطور نبودند كه فقط وقتی احساس بكنند مسالهای نیست زیر اعلامیه را امضاء كنند، یا در یك جمعی كه از شش طرف خیابان مامون است در آن جلسه شركت كنند نه، اینها افرادی بودند كه تا آخر قضیه رفته بودند و بعد هم مرحوم حاج صدرالدین حتی چشمش را از دست داد، در همین گرفتنها و زدنها و زندانها، وقتی كه مرحوم آقاشیخجوادفومنی از زندان درآمد پدر ما از این قضیه مطلع نبود بعد از سه یا چهار روز مطلع شدند. خوب ایشان تلفن نداشتند ولی همه علمای تهران از آزاد شدن زندان آقاشیخجوادفومنی مطلع شدند در این چهار روز یك نفر به دیدن ایشان نرفت! بعد از چند روز كه پدر ما مطلع شدند، ما تلفن نداشتیم تلفن در منزل ما نبود، وقتی رفتند دیدن یك شیشه عطر قمصر برداشتند بردند به او دادند. ایشان وقتی عطر را گرفت، گذاشت روی چشمش گریهاش گرفت. گفت: آقاسیدمحمدحسین، چندروز است كه من از زندان آمدم یك نفر به دیدن من نیامده!، اولین نفری كه آمده شما بودید و داری به من عطر میدهی و آن عطر را تا آخر حیات نگه داشته بود، فقط موقع نماز ...، ببینید چه كسی دعوی اسلام میكند! كی دارد تبلیغ اسلام میكند! همه به فكر خودمان هستیم، همه دنبال خودمان هستیم، اسلام را داریم به دنبال خودمان میكشانیم، این مساله را من میخواستم بگویم، همه به فكر خودمان هستیم، همه دنبال رسیدن به اهداف خودمان هستیم، منتهی رسیدن به اهداف وسیله میخواهد، آن وسیله چیست؟ اسلام است، بهترین وسیله اسلام است، بهترین وسیله دفاع از شعائر است، بهترین وسیله فلان است، ما برداشتیم این كتاب را چكار كردیم؟ این رفقای ما خدا خیرشان بدهد، آمدند این كتاب را برداشتند چكار كردند؟ به این صورتی كه می بینید درآوردند، كسی هست نگاه به این كتاب بكند و تمجید نكند؟! اگر كسی نكند، بیاید به من بگوید، من كه كیف كردم خودم، هم از چاپش، هم از صفحاتش و هم از تحقیقاتی كه اینها كردند، پدرشان درآمده صبح و شب، نمیدانم مداركش را جمع كنند با این وضع كه ... من هر شب چند صفحه میخوانم و بعد میخوابم، اصلًا واقعاً حظ میكنم، چه مطالبی، چه استقبالی مردم كردند، میگویند تمام شده است. درست شد حالا در مشهد طرف تلفن كرده به فلانی یكی از همین هایی كه كتابفروشی دارد، سنش چقدر است؟ هشتاد سال است، این كه میگویم ما برای چی داریم روضه میگیریم؟ روضه امام حسین ﴿علیهالسلام﴾ را برای چه میگیریم؟ عادت است نفس است؟

