جلسه ۶۲۵
2حالا هر كسی به این قضیه نگاه كند، چه میبیند؟ یك صحنه دلخراش، از بین رفتن مردم و جوانهای مردم، جوانهای صاف، پاك، جوانهایی كه برای اسلام واقعاً رفتند، شكی نیست كه آنها هدفشان هدف اسلام بود و دفع تجاوز بود و در این مساله كسی نمیتواند شك بكند، چون شك بكند یعنی انكار واقعیت كرده چیزی كه واقعیت بوده این بوده، كسی كه اینها را مجبور نكرده بود كه بلند شوند بروند جبهه، تفنگ كه نیاورده بودند درب خانه مردم، همه اینها با اختیار و میل و صفای خودشان با صداقت خودشان بلند شدند و رفتند، در این طرف مساله شكی نیست، ولی صحبت در ماهیت این حادثه است. ببینید، ماهیت این حادثه را كه انسان بررسی كند و ببیند كه این ماهیت چگونه بوده است ...، هر كسی به این صحنه نگاه كند میگوید عاشورا است، این صحنه، صحنه عاشور است، از یك طرف دشمن متجاوز، از یك طرف این جوانهای پاك و صاف و بیغلوغش دارند میروند، نگاه به این حادثه و قضیه انسان میكند میگوید عاشوراست. در این شكی نیست، كما اینكه، عاشورا همهجا میگویند، ولی اگر یكی اطلاع بر نیت پیدا كند كه این قضیه، از چه نیتی برخواسته، این مساله از چه هدفی نشأت گرفته، این قضیه برای چه مقصدی است، برای این كه دیگران بگویند فرمانده در اینجا حركت كرده، و الا آن جوانهایی كه میروند كشته میشوند چه میفهمند؟ میگویند، حمله كنیم، آن هم میگوید چشم، و الا اگر در آن موقع بایستند و بگویند كه نه، ما انجام نمیدهیم ما این كار را نمیكنیم، خب فرمانده چه میكند؟ كاری انجام نمیدهد فوقش میگیرند میگویند تخلف كردند و مساله بالاخره راه قانونی خودش را طی میكند.
ولی ماهیت مساله چون روشن نیست، این حادثه پیش میآید، اگر ماهیت مساله روشن بود ... و امثال ذلك خیلی بود این یكی نمونه بود، ایشان میگفت از جمله این بود ـ عرض كردم یك فرد مطلعی بود و خودش در همان مراكز تصمیمگیری بود ـ و چون نیت را كسی خبر ندارد، این واقعه پیش میآید، چون از آن مسائل نفسانی كسی اطلاع ندارد این قضیه پیش میآید و الان هم این مطالب را میگویند و یعنی این مطالبی است كه دارد نوشته میشود و نوشته شده است. مطلب، مطلب من نیست و در این كتابهایی كه درآمده صریحاً گفته شده، بخاطر مثلًا عدم همكاری این قضیه پیش آمد! بخاطر فلان قضیه پیش آمد! دیگر الان اینطور نیست كه خلاصه ... گرچه هنوز خیلی مطالب گفته نشده است. و لیكن چند درصدیش گفته شده است.

