
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون میسازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه میرسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان میدهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب میکند. در نهایت، راهکار برونرفت از این حجابها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیطهای آلوده به مادیات معرفی میشود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
1درس ششصد و بیست و چهارم
ارتباط کیفیت لحاظ ماهیت در نوع و جنس و فصل بودن (3)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1
در تتمۀ مبحث گذشته، نسبت به كیفیت اخذ ماهیت عرض شد كه مسئلۀ ماهیت یك مسئله و مفهوم و حقیقتى است كه به لحاظ انتزاع از تعیّن خارجى و بهحسب اعتبارِ مُعتبِر تفاوت مىكند.
تعریف اشتباه از ماهیت در السنه و افواه معروف و مشهور
اولاً که ماهیت همانطوریكه درنظر رفقا هست یك امر عدمى نیست چنانچه در السنه و افواه معروف و مشهور است بلكه عبارت از یك حقیقت و واقعیت خارجى است كه البته قِوام و تحصُّلش به وجود است و نه هویتى در عرض وجود است كه بهواسطۀ تركیب، آن هویّت بهوجود آمده و تحقق پیدا كرده است بلكه بهواسطۀ همین خودِ تحققِ خارجى كه پیدا مىكند آن تحقق خارجى باعث مىشود كه ما یك واقعیتى غیر از آن نفس وجود، واقعیت دیگرى را هم در اینجا ادراك كنیم كه آن واقعیت قائم به وجود است و جداى از وجود نیست. بنابراین ماهیت یك امر خارجى است و اگر امر خارجى نبود چرا ما ماهیات متعدّده را انتزاع مىكنیم؟! چه چیزى را مشاهده مىكنیم كه این ماهیت را مىتوانیم ادراك بكنیم؟! خود وجود كه یك حقیقت بیشتر نیست و یك مفهوم بیشتر در ذهن انسان نمىآورد پس این مسائل مختلفه و حقائق مختلفهای كه ما ادراك مىكنیم از كجا آمده است و از چه مسیرى این مفاهیم و این حدود و ثُغُور به ذهن و فكر ما مىرسد؟!
ماهیت، راهنما به اختلاف مراتب وجود
پس آن چیزى كه موجب شده است كه ذهن ما به این مسئله متوجه بشود و این اختلافات را ادراك بكند و بتواند این امتیازها را در بین اشیاء و مصادیق وجود، ادراك بكند عبارت از همان ماهیت است والاّ خود وجود فىحدّنفسه براى ما امتیازی نمىآورد و اگر ماهیت نبود حتى ما نمىفهمیم كه وجود مجرد داریم و وجود مثالى داریم و وجود مادى داریم.
- 1. دیشب یكى از رفقا مىگفت: آقا اینطوری كه شما دارید مسائل را مطرح مىكنید دیگر همه چیز بههم مىریزد! ـ منظورشان مباحث اصولى و اینها بود ـ گفتم که خب ما كه اصلاح بلد نیستیم، كار ما تخریب است! ما که اصلاح بلد نیستیم!
- 1. دیشب یكى از رفقا مىگفت: آقا اینطوری كه شما دارید مسائل را مطرح مىكنید دیگر همه چیز بههم مىریزد! ـ منظورشان مباحث اصولى و اینها بود ـ گفتم که خب ما كه اصلاح بلد نیستیم، كار ما تخریب است! ما که اصلاح بلد نیستیم!
