
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون میسازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه میرسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان میدهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب میکند. در نهایت، راهکار برونرفت از این حجابها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیطهای آلوده به مادیات معرفی میشود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
6ادراك مفهوم، شرط اول وضع لغت
شرط اول وضع لغت، ادراك مفهوم است و وقتى كه كسى مفهومى را نفهمد خب لغتی هم نمىتواند درمقابلش بیاورد! آن كسى هم كه این مفهوم را فهمیده نمىتواند بیان كند! لذا مراتبى در وجود هست كه حتى خود رسول الله و ائمه علیهمالسّلام هم نتوانستند آن مراتب را به زبان بیاورند! چرا؟ چون نه آن مرتبه به زبان مىآید و نه لغتى براى تفهیم آن وضع شده است! هیچکدام! وقتی بگویند که در آنجا چه خبر است؟ همینطورى به مردم نگاه میکنند [و جواب نمی دهند] مگر اینکه یكى خودش برسد.
مطالبى بود که از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سؤال مىكردیم وقتی به یك جایى كه مىرسیدیم و به یك نقطهاى مىرسیدیم، ایشان مىگفتند: اینجا دیگر خودت باید بروی! حالا خیلى از آن پایینترها را وقتى كه ما یك روز بالاى منبر در مشهد مىگفتیم آن شب برایمان صفحه مىگذاشتند! خیلى پایینترش! نهاینکه حالا بگویند كه آیا این مطالب صحیح است یا نه! اگر صحیح نبود خود مرحوم آقا آنجا حضور داشتند و مىگفتند. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم آدمى نبود كه همینطور آنجا بنشیند هر كسی بالای منبر برود و چرتوپرت بگوید و ایشان هم نگاه كند! گاهى مطلبى گفته مىشد و ایشان مچ ما را مىگرفتند و میگفتند که نهخیر، اینطوری نیست و یا مسئله و مطلب این است.
صفاى باطن شرط برای روشن شدن مطالب فلسفى و حكمى و عرفانى
از این جهت است كه مىفرمایند: «العِلمُ نورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاء»1 معنایش این است که تا آن صفاى باطن پیدا نشود مطالب فلسفى و حكمى و عرفانى براى انسان باز نمىشود و براى انسان روشن نمىشود و هرچه انسان میخواند انگار دارد به دیوار نگاه مىكند! مفاهیم را مىفهمد، یك چیزهایى میفهمد، اما اینكه این مطلب به جانش بنشیند و بفهمد که مطلب حق است و همینطور است [نیاز به صفای باطن دارد]، یعنى همینطور كه الآن احساس میکند كتاب در دستش است همینطور هم این مسئله برایش جایگزین بشود و برایش واقع بشود.
- . مصباح الشریعه، ج 1، ص 16.
ترجمه: «امام صادق علیهالسّلام: علم، نوری است که خداوند به قلب هرکس که بخواهد میافکند.» (محقق)
- . مصباح الشریعه، ج 1، ص 16.
