
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون میسازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه میرسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان میدهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب میکند. در نهایت، راهکار برونرفت از این حجابها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیطهای آلوده به مادیات معرفی میشود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
5دمودستگاه چه کسانی بههم مىریخت؟! ابوسفیان و ابوجهل! تا وقتى پیغمبر صلّی الله و علیه و آله و سلّم سروصدایش درنیامده است كسى هم با او كار ندارد، دمودستگاهشان طورى نمىشود و اگر پیغمبر صد سال جلوى باب كعبه مىایستاد و نماز مىخواند كسى به او كار نداشت، فوقش مىگفتند: گرمای هوا مقدارى بالاخانه را تغییر داده است! غیر از این که حرفى نمىزدند! اگر صد سال هم مىآمد كسى كاری با او نداشت! اگر زنش هم با امیرالمؤمنین ـ سهتایی ـ مىآمدند پشت سرش باهم نماز مىخواندند مسئلهاى نبود. اما همینكه گفت: این مسئله از من باید خارج بشود و به شما برسد باید از این محدوده پا فراتر بگذاریم یکدفعه همه بههم ریختند! گفتند که تا حالا هر كارى كردى حرفى نداشتیم، هرچه تا حالا كردى كاری با تو نداشتیم، آمدى نماز خواندى، سجده به بتها نكردى ولی کاری با تو نداشتیم ولی حالا دیگر از این حد و خط قرمز مىخواهى عبور كنى و در حریم ما و حكومت ما و بیاوبروىِ ما داخل بشوى؟! اینجا دیگر با تو كار داریم! اینجا دیگر با تو برخورد مىكنیم!
خب این عده شروع به وسوسه و جمع كردن مردم كردند و وقتى قضیه به آنجا رسید گفتند: این سحرش عجیب است! این نه فقط سحرش اطراف و محیط اطرافش را مىگیرد بلكه سرایت میکند و قافلهها را هم مىگیرد!
یعنى آن نفسى كه به ماده تعلق دارد به هر وسیلهای نمىخواهد روزنهاى در دل خود باز كند كه آن روزنه بیاید و ظلمت را كنار بزند! آن ماده پوشانده و تعلقات آن را پوشانده و این دیگر در اینجا خیلى مسئلۀ [مهمی] است! این دستورات و مطالب و این چیزها همه بهخاطر همین است.
تأثیر عجیب محیط در عدم پذیرش حق
محیط خیلى عجیب تأثیر دارد. در این قضیه كه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىفرمودند: «انسان همیشه باید به دارالاسلام هجرت كند و در بلاد كفر نماند»1 بهخاطر این است که مسئلۀ محیط یك نقش اساسى در بهوجود آمدن این مشكل دارد. منبابمثال آدم نماز مىخواند ولى نمازش نماز رُبات است. نفسِ محیط، فكر انسان را كمكم مىكشاند و بهسمت ماده و مادیات میبرد و آن نفس قابلیت دارد که به این مطالب [دست پیدا کند] ـ نهتنها به این مطالب، بحث از ماهیت و ماهیات و امثالهم که چیزى نیست! ـ و نفس میتواند حقایقى را ادراک كند كه براى آن حقایق هنوز در المنجد لغتى نیامده است. حالا تو دیگر مىخواهى چهکار كنى؟! یعنى هنوز واضع لغت نه در انگلیسى نه در فارسى نه در عربى نه در فرانسه براى آن لغتى نتوانسته وضع كند! چرا؟! چون هنوز نمىفهمد!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسى، ج 3، ص 69.
