اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه

14٬228
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

3
  • ظلمت نفس مانع از پذیرش حقائق

  • مثلاً انسان با شخصی حرف مى‌زند ولی او نمى‌فهمد، خب اینكه تا دیروز مى‌فهمید و حرف انسان را تصدیق مى‌كرد، مغزش كه عوض نشد؛ یك گِرَم هم مغز و سلول‌های مغزش تكان نخوردند، نه وزنش تغییر پیدا كرد، نه مغزش تغییر پیدا كرد، نه اعضا و جوارحش تبدّل و تغیّر پیدا كرده‌اند، چرا دیگر این حالت پذیرش نیست؟! واقعاً این‌طور هست؛ یعنى من‌باب‌مثال در هفتۀ قبل، در سال قبل، در شش ماه قبل واقعاً مى‌پذیرفت و واقعاً روى آن قسم حضرت عباس هم مى‌خورد كه مطلب همین است و مسئله به این كیفیت است ولى الآن نمى‌پذیرد و مى‌گوید که من نمى‌توانم قبول كنم و راست هم مى‌گوید كه نمى‌تواند قبول كند، یعنی دروغ نمى‌گوید كه نمى‌توانم! ولى این نتوانستن و قبول نكردن یك‌ منشأ ظلمانى دارد كه خود باعث شده است كه این ظلمت بر او سیطره بیندازد و این مسئله را از او بگیرد؛ حتى اگر در جلوى چشمش هم این مسئله اتفاق افتاده باشد!

  • سرّ جریان صلح حدیبیه

  • عمر چه‌کار كرد؟! عمر در صلح حدیبیه صریحاً به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم گفت كه هیچ‌وقت مثل امروز در تو شك نكرده بودم كه حرفت دروغ دربیاید! به ما وعدۀ رفتن به مكه و فتح مكه دادى و الآن این مسئله تغییر پیدا كرد. حضرت فرمود: آیا وقتش را هم تعیین كردم؟!1 شما كه شك كردى [مگر من] وقتش را هم تعیین كردم؟! یعنى اصلاً خدا این صلح حدیبیه را به‌وجود آورد تا به آنها و ما بعد از هزار و چهارصد سال بفهماند كه میزان اعتقاد ما به ماوراء طبیعت چقدر است! میزان اعتقاد ما به كلام ولى چقدر است! میزان اعتقاد ما به كلام پیغمبر و امام چقدر است! آیا باید همه چیز را با همین چشممان ببینیم؟! آیا باید با همین وجودمان لمس و حس كنیم؟! خب این تا وقتى كه او هست وجود دارد، وقتى پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نیست خب دیگر حسى هم نیست، لمسى هم نیست، مشاهده‌اى هم نیست.

    1. . دلائل النبوه، ج 4، ص 106؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج 2، ص 371؛ الإرشاد، ج ‌1، ص 153.
/ 380