
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
6وَ الماهیَةُ المَأخوذَةُ کَذلِک قَد تَکونُ غَیرَ مُتَحَصِّلَةٍ بِنَفسِها فِى الواقِع بَل یَکونُ أمراً مُحتَمَلاً لِلمَقولیَةِ عَلى أشیاءَ مُختَلِفَةُ الماهیات.
آن ماهیتى كه به این نحو اخذ و تصور شده است گاهى از اوقات مىشود كه خودش فىحدّنفسه تحصّل و قوام ندارد و خودش تحقق خارجى نمىتواند داشته باشد بلكه نیاز به ضمّ ضمیمه دارد.
مرحوم آقاى بروجردى مىخواستند طلبهاى که خدمت ایشان آمده بود را امتحان كنند لذا گفته بودند: «اشیاء» غیرمنصرف است یا منصرف است؟! باید على اشیاءِ بگوییم یا على أشیاءَ؟!
استاد: چه باید بگوییم؟
تلمیذ: اشیاءَ.
استاد: چرا؟!
تلمیذ: چون غیرمنصرف است.
استاد: دلیل بر غیر منصرف بودنش چیست؟!
تلمیذ: جمع است.
استاد: دو جنبه داریم؛ یکی تأنیث است و یکی هم جمع است!
آن طلبه هم در جواب آقای بروجردی گفت: ﴿لَا تَسَۡٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ﴾1 آقاى بروجردى به او یك عبا دادند، اگر [فقط] جواب مىداد شاید عبا نمىگرفت، مثلاً پنج تومان ده تومان به او میدادند. خدا مرحوم آقاى بروجردى را رحمت كند بسیار آدم با واقعیتى بود، حالا ما نمىگوییم که ایشان از عرفاء و اولیاء و كذا بود. نه آن مراتب كه یك حسابهای دیگرى دارند، ولى دیگر در این زمانه آدم با واقعیت هم پیدا نمىشود! آدمى كه به آنچه مىگوید در حدّ خودش متعهد و ملتزم باشد، صدق داشته باشد. آقاى بروجردى آدم صادقى بود و اعتقاد داشت، بهاندازۀ همان مقدار فهم و ادراك و قوۀ عاقلۀ خودش نسبت به آن مطلبى كه مىگفت، صدق داشت. از حركات و سكناتش پیدا بود كه آدمى است كه خلاصه نمىخواهد خودش را گول بزند، نمىخواهد كارى انجام بدهد كه دیگران بر او تأثیر بگذارند و خود را در تحت نفوذ دیگران دربیاورد.
البته ما نمىتوانیم بگوییم که ایشان در این مسئله کاملاً موفق بود یا نبود علیٰکلّحال انسان بشر است و بشر هم محدودیتهاى وجودىِ خاصِ خودش را دارد؛ مگر كسى كه قلبش به آن مراتب كشف و مراتب معرفت متصل باشد که او را دیگر كسى نمىتواند گول بزند. اگر تمام دنیا بگویند که الآن شب است، به ریش همۀشان مىخندد! چه آنهایى كه ریش دارند و چه آنهایى كه ریش ندارند!! زنها جزو بىریشها هستند!! همینطور به همۀشان مىخندد و به همۀشان هم كارى ندارد، چرا؟ چون دارید مىبینید، این فرد را دیگر كسى نمىتواند فریب بدهد ولی باقى افراد نه، كموزیاد دارند؛ بعضىها مىخواهند فریب بخورند، آقاى بروجردى اینطوری نبود، خدا پدرش را هم بیامرزد و خدا رحمتش كند. بعضىها مىخواهند گول بخورند، به قول یكى مىگفت که بعضىها خواب هستند و بعضىها خودشان را به خواب مىزنند؛ آن كسى كه خواب است آدم تكانش مىدهد و در گوشش سروصدا میکند و دوتا لگد مىزند بیدار مىشود ولی آن كسى كه خودش را به خواب مىزند چطور مىتوانید بیدارش كنید؟! بعضىها خودشان را به خواب مىزنند، همه خودشان را به خواب مىزنند، مرحوم آقاى بروجردى اینطور نبود و خودش را به خواب نمىزد.
- . سوره مائده (5) آیه 101. متن جلسات شرح دعای ابوحمزه ثمالی، ص 239:
«سؤال نكنید از بعضى چیزهایى كه [اگر] براتیان روشن بشود ناراحت مىشوید.»
- . سوره مائده (5) آیه 101. متن جلسات شرح دعای ابوحمزه ثمالی، ص 239:
