اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل

تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوت‌های وجودی آن‌ها می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرط‌لا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکل‌گیری انواع و اصناف در خارج منتهی می‌شود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادة‌المواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورت‌های مادی و جسمانی را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته می‌شود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی می‌پردازد.

ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل

5
  • پس در اینجا خود ایشان هم یك عموم‌المجازى [استعمال فرمودند که] اینها همه بهائى هستند. البته حقیقت است! منتها ما از نظر بلاغى حالا مى‌گوییم که مجاز است! همین است دیگر! امروز زیر پرچم این سینه مى‌زنیم فردا كه یك پرچم دیگرى بلند شد مى‌رویم زیر آن پرچم سینه مى‌زنیم و به‌دنبال آن مى‌رویم، این مطالبى كه مى‌شنویم و در تاریخ به اینها نگاه مى‌كنیم اینها براى ما است، برای امروز ماست، برای الآن و هر لحظۀ ماست تا قبل از اینکه وقت بگذرد و فرصت‌ها برود. براى این است والاّ آن بزرگان كه رفتند و كارشان را كردند و تمام شد حالا بقیه هرچه مى‌خواهند بشوند، بشوند.

  • و قَد یُؤخَذُ لا بِشَرطِ شَیءٍ بّأن یُتَصَوَّرَ مَعناها مَعَ تَجویزِ کونِه وَحدَه و کونَهُ لا وَحدَه بأن یَقتَرِنَ مَعَ شَیءٍ آخَر فَیُحمَلَ عَلى المَجموعِ و عَلى نَفسِه وَحدَه.1

  • لابشرط‌شیء یعنی اینكه این تنهایى درنظر گرفته بشود یااینكه تنها نباشد و با شی‌ء دیگر مقترن باشد مثلاً با ناطق مقترن باشد. هم می‌شود که بر مجموع حمل بشود، فرض كنید بگوییم: الإنسانُ حیوانٌ الآن شما حیوان را بر انسان حمل كردید و انسان هم مجموع از این فصل و جنس و اینهاست یااینكه بر خودش حمل شود مثلاً الحیوانُ حیوانٌ، تفاوتى دراین‌صورت نمى‌كند چون یك معناى مجموعى درنظر گرفته شده كه آن معناى مجموع شمولش را بر انواعى كه در تحت خودش هستند وسعت مى‌دهد و به‌اصطلاح عمومیت مى‌دهد. در اینجا دیگر خود آن حیوانیتِ تنها كه ما مى‌خواهیم بین او و بقیه جدایى بیندازیم لحاظ نمى‌شود و ما این مسئله را حتى در مورد اصنافِ یك جنس هم به‌كار مى‌بریم مثلاً یك وقت مى‌گوییم که برو برنج بخر، شما مى‌روید در مغازه مى‌بینید ده نوع برنج هست؛ برنج شمال هست، برنج گیلان، اصفهان، شیراز، پاكستان و امثال‌ذلک هست و شما نگاه به هركدام مى‌كنید و از هركدام که قشنگ‌تر است یك كیلو مى‌خرید. یك وقت مى‌گویید که برنج پاكستان این خصوصیت را دارد و برنج شمال این خصوصیت را دارد، این دیگر در اینجا به شرط وحده مورد لحاظ قرار گرفته است بعد به شما مى‌گویند که حالا برو این را بگیر. دیگر شما نمى‌توانید ده كیلو از هركدام را بگیرید، باید همان را كه گفته شده درنظر بیاورید، این در اینجا لحاظ نوع خاص به شرط وحده است، در اوّلى لحاظ یك برنج است و آن لحاظ شمول است و همۀ اصنافِ این، حقیقت و ماهیت را در آنجا در برمى‌گیرد.

    1. . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 17.