
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
4شباهت قضیۀ شب عاشورا به قضیۀ غدیرخم
آنها دیدند نه دیگر، حضرت قضیه را به صراحت گفتند! قضیۀ شب عاشورا مثل قضیۀ غدیرخم بود هرچه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به مردم مىگفت که این على جانشین من است و فلان و این حرفها تااینكه جبرائیل آمد و گفت که قضیه را صاف باید بگویى، تا کی همینطور دست روى دست بگذاری و مدام بگویی که على اینطور است و آنطور است و فلان! مسئله را باید قشنگ تمامش كنى كه دیگر جایی براى بهانه نماند. قضیۀ شب عاشورا هم مثل قضیۀ غدیر بود، حضرت دیگر مسئله را تمام كرد و گفت که همه فردا رفتنى هستید. خودتان مىدانید؛ زن و بچه دارید، مال و اموال دارید، ملك دارید، تعلق دارید، دنیا دارید و جان دارید و جانِ شیرین عزیز است، بلند شوید بروید! فرمودند:
إنّ اللیلَ قَد غَشیکُم فاتَّخذوها جَمَلا.1
اینها دیگر بلند شدند و رفتند. خب حالا این مردم مسلمان هستند یا بهائى هستند؟! همانهایى كه زمان امام حسین علیهالسّلام در شب عاشورا رفتند آنها با بهائى چه فرقى كردند؟! حالا اسماً مىگویند: أشهد أن لا إله إلاّ الله نماز هم مىخوانند و رو به قبله هم مىكنند اما چه تفاوتى با بهائی مىكنند؟! همانطوریكه بهائى و مسیحى و یهودى نمىآیند حضرت را كمك كنند، اینها هم همانطور هستند! همانطوریكه آنها در آن مرام خودشان و ارتباط با اسلام خود را بیگانه مىبینند و بین خودشان و اسلام پرده و حائلى قائل هستند اینها هم همینطورند. مىگویند که یا حسین قبولت داریم اما تا وقتى كه زخمى به ما نرسد تا وقتى كه به مال ما توهین نشود تا وقتى كه زن و بچۀمان سر جایشان باشند و تا وقتى كه تا وقتى كه ... این تا وقتی، تا وقتى مرز است و این مرز بین انسان و صاحب اصلی مىشود و در اینجا بینشان فاصله مىافتد. وقتى كه اینطور باشد دیگر دراینصورت تفاوتى در بین نیست.
- . الأمالی، شیخ صدوق، ج 1، ص 220.
