اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل

تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد

14٬333
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوت‌های وجودی آن‌ها می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرط‌لا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکل‌گیری انواع و اصناف در خارج منتهی می‌شود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادة‌المواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورت‌های مادی و جسمانی را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته می‌شود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی می‌پردازد.

ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوت‌های وجودی آن‌ها می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرط‌لا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکل‌گیری انواع و اصناف در خارج منتهی می‌شود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادة‌المواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورت‌های مادی و جسمانی را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته می‌شود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی می‌پردازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل

20
  • آن كسى كه به اباذر مى‌گوید: من‌ از نر و مادۀ این مورچه‌هاى بیابان خبر دارم،1 آن‌وقت او این حرف‌ها را نمى‌داند؟! حالا آخوندهاى ما مى‌گویند که امام علم غیب ندارد! بعد از هشتاد یا نود سال درس خواندن این را می‌گویند.

  • ﴿أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾2 خوب شد این آیه در قرآن بود والاّ نمى‌دانستند چطورى در سرشان بزنند بدبخت‌ها! او دارد مى‌گوید که من از نر و مادۀ این مورچه‌ها خبر دارم. اینها می‌گویند که این روایات ضعیف است و این روایات سند ندارد! فقط تو سند داری و به پدرت وصل هستی؟! باید رفت سؤال كرد!! او همۀ اینها را مى‌داند ولى چه مى‌كند؟! مقام ستاریت دارد، همان ستاریت خدا را هم على علیه‌السّلام دارد. دیگر تا وقتى كسى ندیده وقتى چهار شاهد نیست براى چه خودت را به دردسر مى‌اندازى؟! خدا كه این طور نگفته است آیا تو كاسۀ داغ‌تر از آش شدی؟! وقتى خدا نگفته تو براى چه اعتراف مى‌كنى؟! من على به تو مى‌گویم که پى كارت برو، دیگر چه مى‌خواهى؟! بالأخره خودش را به دردسر انداخت. اگر مى‌رفت و این كار را مى‌كرد امیرالمؤمنین هم درستش مى‌كرد؛ یعنى مسئله‌اش را دیگر تمام مى‌كرد و مطلبى دیگر دراین‌صورت نداشت، این مقام مقام ستاریت است.

  • یك روایت دو سه روز پیش دیدم راجع به عبدالله بن اُبى همان منافق معروف که این آیۀ ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾3 دربارۀ او آمد. او وقتى كه فوت مى‌كند پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز میت مى‌خوانند و تكبیر مى‌گویند ولى مطلبى را افشاء نمى‌كنند و دعاهایى كه مى‌كردند و فقرات و اینها را به‌طور خفائاً مى‌خواندند. بعد از نماز عمر آمد و گفت: یا رسول الله مگر آیه راجع به اینها نیامده که اینها منافق هستند چرا شما دعا خواندید؟! حضرت هیچ نگفتند، دوباره پرسید که آیه آمده چرا شما خلاف آیه رفتار كردی؟! به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‌گوید که چرا خلاف آیه رفتار كردی! واقعاً پیغمبر گیر چه نفهم‌هایی افتاده بود! اگر آیه آمد من آورده‌ام تو که نیاوردی! به تو چه مربوط است که من الآن نماز میت برای این می‌خوانم یا نمی‌خوانم؟! دوباره بیان کرد، بعد حضرت فرمودند: تو شنیدى كه من در نماز چه گفتم؟! گفت: نه، گفتند که من او را لعن‌ كردم! حالا خیالت راحت شد؟! بعد امام صادق علیه‌السّلام می‌فرمایند كه پیغمبر نمى‌خواست این را افشاء كند و او باعث شد كه این افشاء بشود.4 در روایات نماز میت داریم که اگر شخص، شخصِ منحرف و معاند و مخالف با ولایت باشد نباید دعا كرد بلکه باید لعن كرد.5 در دعاهای دربارۀ اینها اللهم احشر مع اولیاء نداریم اینها برای مؤمنین است و امام صادق علیه‌السّلام مى‌فرماید که در مورد منافقین و معاندین و آنهایى كه ضدِّ ولایت هستند دعاى بر علیه باید كرد نه دعاى بر له، خب منافق و معاند است یعنی ضد ولایت است. البته نسبت به مستضعفین و اینها این‌طور نیست بلكه آنها كه معاند هستند.

    1. . تفسیر البرهان، ج 4، ص 56۹.
    2. . سوره کهف (18) آیه 110. الله‌شناسی، ج 1، ص 237:
      ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا﴾
      «بگو- اى پیغمبر- كه اینست و غیر از این نیست كه من بشرى مى‌باشم همانند شما كه به من وحى كرده مى‌شود كه: فقط معبود شما معبود واحد است! پس هر كس امید دیدار و لقاى پروردگارش را داشته باشد، باید حتماً كار نیكو انجام دهد و هیچ كس را با پروردگارش انباز و همتا قرار ندهد»!
    3. . سوره توبه (9) آیه 84. امام‌شناسی، ج 10، ص 322:
      «و دیگر هیچگاه بر منافقى از منافقان كه بمیرد؛ نماز مخوان! و بر قبر او براى دعا و استغفار نایست! زیرا كه ایشان به خدا و رسول خدا كافر شده‌اند؛ و در حال فسق و پلیدى و كژى مرده‌اند».
    4. . تفسیر القمی، ج ۱، ص ۳۰۲؛ بحار الأنوار، ج ۳۰، ص ۱4۸؛ صحیح البخاری، ج 6، ص 67، با قدری اختلاف. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج‌ 10، ص 327.
    5. . وسائل الشیعة، ج 3، ص 69.
/ 260