جلسه ۶۲۳
6تلمیذ: آیا امر موهوم است؟
استاد: نه مساله موهوم نیست مساله خارجی است
تلمیذ: چون ما گریزی از جنس و فصل نداریم
استاد: شما گریز از تحقق یك وجود هم ندارید شما برای وجود چه جنس و فصلی را در نظر میگیرد؟ یعنی همان ماده و مجردی را كه میخواهید به او ربط بدهید آن به قول امروزی آن استارتی كه میخواهد زده بشود و از آنجا نقطه شروع از آنجا میخواهد راه بیفتد.
تا بحال مساله، صورت مثالی داشت، صورت برزخی داشت حقایق، حقایق برزخی بودند چون اینها در سلسله علل قرار دارند این سلسله علل میخواهد بیاید و بیاید و یك معلولی از خود بسازد كه با قبلش تفاوت دارد تفاوت تفاوت ماهوی دارد تا حالا خصوصیات ماده را نداشت شما كه در خواب میبینید آن را كه در مكاشفه میبینید خصوصیات ماده را دارد چند كیلو وزنش است پدرتان را در خواب میبینید به رحمت خدا رفته كشیدید ببینید چند كیلو وزنش است؟ نه این روی آب راه میرود یك دفعه میبینید قدم گذاشتید رسیدید آنجا خصوصیات ماده را ندارد ولی شكل دارد و هر حقیقتی كه مافوق این است آن حقیقت شكل ندارد اینها همه مراتب علّی و معلولی هستند كه از آن لاشكل لاحد ولارسمی هی به تشكّل و تعینش تنزل پیدا میكنند این تعین و تنزل میرسد تا میرسد به ماده درست شد؟ همین مساله در مورد آن هم هست شما در مورد تبدل و تحول یك حقیقت معنوی مجرد از صورت به مثال چه فرض میكنید منتهی در آنجا میگوید راحت است نه راحت نیست همچنین راحت هم نیست چطور یك امر و یك حقیقت وقتی شما در خواب میبینید كه فرض كنید در آب دارید شنا میكنید میگویند كه رحمت خدا و نورانیت بر شما نازل شده نورانیت كه آب نیست آب یك نوع هیدروژن است آب نیست آن آبی كه دارید در مكاشفه باهاش شنا میكنید با این آبی كه اینجا در این حوض فیضیه است یكی است؟ یا اینكه میگویند دارید شیر میخورید شیر میگویند علم است آنكه در آب تعبیر میكنند در مكاشفات و اینها می گویند علم است یا اینكه میگویند فرض كنید ماهی در آب این حكایت از ثروت و پول و اینهامیكند خب این شیری كه الان شما دارید میخورید این آبی كه دارید این یك حقیقتی است این حقیقت حقیقت نورانی و روحانی است كه الان به این صورت برای شما در خواب و در مكاشفه جلوه پیدا كرده چطور شد؟ آن حقیقت نورانی كه به شكل شیر نیست، به شكل آب نیست، به شكل ماهی نیست، به شكل مار نیست.

