اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 17-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۲۳

3
  •  قضیه شب عاشورا مثل قضیه غدیرخم بود هرچی پیغمبر به مردم می‌گفت بابا این علی جانشین من است فلان و این حرفها تا اینكه جبرائیل آمد و گفت صاف باید بگویی قضیه را، دست روی دست و علی اینطور است علی آنجور است فلان! باید قشنگ تمامش كنی مساله را تمامش كنی كه دیگر جا نماند برای بهانه، شب عاشورا هم قضیه مثل قضیه غدیر بود حضرت مساله را تمام كرد گفت همه فردا رفتنی هستیم خودتان می‌دانید زن و بچه داریم ملك داریم تعلق داریم دنیا داری جان داری جان شیرین عزیز است درست شد

  •  انّ اللیلَ قَد غَشیكُم فَاتَّخذوها جَمَلا

  •  خب بلند شدند و اینها دیگر گذاشتند و رفتند خب حالا این مردم مسلمان هستند یا بهائی هستند؟ همانهایی كه زمان امام حسین گذاشتند رفتند شب عاشورا با بهائی چه فرقی كردند؟! حالا اسما می‌گویند اشهد ان لا اله الا اللَه نماز هم می‌خوانند روبه قبله هم می‌كنند چه تفاوتی می‌كند همانطوری كه بهائی نمی‌آید مسیحی نمی‌آید یهودی نمی‌آید كمك كند حضرت را، همانطور هم اینها هستند همانطوری كه آنها در آن مرام خودشان در آن ارتباط با اسلام خود را بیگانه می‌بینند و بین خودشان و بین اسلام پرده و حائلی قائل هستند اینها هم همینطورند. می‌گویند یا حسین قبولت داریم تا وقتی كه زخمی بهمان نرسد تا وقتی كه به مالمان توهین نشود تا وقتی كه زن و بچه‌امان سر جایش باشند تا وقتی كه تا وقتی كه ... این تا وقتی، تا وقتی مرز است، این مرز می‌شود بین انسان و بین چی؟ بین صاحب اصلی، بین این فاصله در اینجا می‌افتد خب وقتی كه اینطور باشد تفاوتی دیگر در این صورت بین انسان نیست پس در اینجا خود ایشان هم یك عموم المجازی در اینجا البته حقیقت است! منتهی ما از نظر بلاغی می‌گوییم مجاز است كه همه بهائی هستند خب همین است دیگر! امروز این را می‌گوییم زیر پرچم این سینه می‌زنیم فردا كه یك پرچم دیگری بلند شد می‌رویم زیر آن پرچم سینه می‌زنیم و به دنبال آن می‌رویم اینها برای ما است این مطالبی كه می‌شنویم و می‌بینیم و در تاریخ به اینها نگاه می‌كنیم اینها برای ما است مال امروز ماست مال هر لحظه ماست مال الان ماست تا قبل از اصل بگذرد و فرصت‌ها برود برای این است و الّا آن بزرگان كه رفتند و كارشان را كردند و تمام شد حالا بقیه هرچی می‌خواهند بشوند بشوند وقد یؤخذ لا بشرط شیء بأن یتصور معناها مع تجویز اینكه این تنهایی در نظر گرفته بشود یا اینكه لا وحده تنها نباشد بأن یقترن مع شیء آخر با شیء دیگر مقترن باشد با ناطق مقترن باشد فیحمل علی المجموع و علی نفسه وحده هم بشود بر مجموع حمل بشود بگوییم الانسان فرض كنید حیوان حالا شما حیوان را برای انسان حمل كردید و انسان هم مجموع از این چیزهاست فصل و جنس یا اینكه بر خودش، الحیوان حیوان تفاوتی در این صورت نمی‌كند چون یك معنای مجموعی در نظر گرفته شده كه آن معنای مجموع شمولش را بر انواعی كه در تحت خودش هستند این وسعت می‌دهد به اصطلاح عمومیت می‌دهد در اینجا دیگر خود آن حیوانیت تنها كه ما می‌خواهیم بین او و بین بقیه جدائی بیندازیم دیگر در آنجا لحاظ نمی‌شود و ما این مساله را در مورد حتی اصناف یك جنس هم بكار می‌بریم یك وقتی می‌گوییم برو برنج بخر شما می‌روید در مغازه می‌بینید ده كیلو برنج دارد برنج شمال است و برنج گیلان است و برنج اصفهان است و برنج شیراز است و برنج پاكستان و اینها هست شما یك كیلو می‌خرید نگاه به هركدام می‌كنید و هركدام قشنگ‌تر است یك كیلو می‌خرید یك وقتی می‌گویید برنج پاكستان این خصوصیت را دارد برنج فرض كنید شمال این خصوصیت را دارد این دیگر در اینجا این به شرط وحده در اینجا مورد لحاظ قرار گرفته است بعد به شما می‌گویند حالا برو این را بگیر دیگر شما نمی‌توانی بگویی ده كیلو از هركدام گرفتم هركدام كه گفته شده باید آن را در نظر بیاوری این در اینجا لحاظ نوع خاص به شرط وحده است، در اولی نه لحاظ یك برنج است و آن لحاظ شمول است همه اصنافِ این حقیقت و این ماهیت را آن در آنجا در بر می‌گیرد و الماهیة المأخوذة کذلک قد تکون غیر متحصلة بنفسها فی الواقع آن ماهیتی كه به این نحو اخذ و تصور شده است گاهی از اوقات می‌شود كه خودش فی حد نفسه تحصل ندارد خودش قوام ندارد خودش تحقق خارجی نمی‌تواند داشته باشد بلكه نیاز به ضمّ ضمیمه دارد بل یکون أمرا محتملا للمقولیة علی أشیاء مختلفةُ الماهیات بلكه یك امر محتمل المقوله‌ای است این اشیاء، یادم می‌آید مرحوم آقای بروجردی از یك طلبه‌ای كه می‌خواستند امتحانش كنند گفته بودند" اشیاء" غیرمنصرف است یا منصرف است؟ علی اشیاءِ یا علی أشیاءَ این را باید چه بگوییم؟