اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 17-12-1429

جلسه ۶۲۳

13
  •  خدا ستار است خدا می‌گوید بابا هر كی تا حالا كرده، ده سال پانزده سال مدرك آورده، مدرك جعل كرده، من كاری نداشتم آبرویش را نبردم شما می‌آیید آبرویش را می‌برید حالا شما خودتان كی هستید؟ اگر حكم شود كه مست گیرند در شهر هر آنچه هست گیرند خب بگذار حالا بالاخره این هم دلش خوش باشد

  •  عمر رفت یكجا شنید دارد صدا می‌آید نصف شب، گفت اه الان موقع نماز شب است دارد صدا می‌آید، تدینش گرفته بود از دیوار مردم بالا برود توی خانه ببیند چكار می‌كند!، طرف گفت پیغمبر گفته از دیوار مردم بروی بالا؟ تو می‌خواهی ببینی چه خبر است خودت ده‌تا گناه كردی! بلند شو برو دنبال كارت، آن می‌آید این كار را می‌كند چرا؟ چون معرفت ندارد. شب زنی زنا كرده بود و بعد می‌آید پیش امیرالمؤمنین، حضرت می‌گوید این حرفها چیست؟ این چرت و پرت‌ها چیست؟ خواب دیدی فلان كردی هذیان داری می‌گویی! می‌گوید بابا من زنا كردم! میفرماید مگر بهت نگفتم بلند شو برو، گمشو برو، هی می‌خواهد ردش كند چرا می‌خواهد این كار را بكند؟ چون این خداگونه شده است، چون خداگونه شده خدا می‌گوید تو آمدی این غلط را كردی خب ولش كن برو توبه كن، برو پی كارت دیگر، چه خبر است می‌خواهی فلان كن حالا مقدس‌مآبیت گرفته؟ بروم بگویم حتما حد بهم جاری بشود! می فرماید من نمی‌خواهم اصلا به تو حد بزنم برو و اگر می‌رفت بیچاره بدبخت و امیرالمؤمنین هم كارش را درست می‌كرد و توبه می‌كرد البته همین كه آمده خودش معنای توبه است دیگر طهرنی یا علی یعنی همان توبه، معنایش توبه است، توبه كرده كه آمده آن امیرالمؤمنین آن دارای معرفت است آن دارای این بینش است آن دارای آن ستاریت خدا را در جامعه اینطوری پیاده می‌كند زنا كرده می‌گوید برو، می‌رود بالا! این زنا انجام داده ولی می‌گوید برو پی كارت هذیان داری می‌گویی به سرت افتاده! می‌گوید برو بعد بیا، حالا برو حامله هستیبعدا بیا تا ببینیم بعد چه می‌شود می‌رود بچه‌اش را می‌گذارد ول نمی‌كند دوباره می‌آید خلاصه جریانش را می‌دانید این بخاطر همین قضیه است امیرالمومنین نه اینكه نداند این كار را كرده جایش را هم می‌داند، وقتش را هم می‌داند، با كی هم كرده می‌داند همه را می داند آن كسی كه به اباذر می‌گوید من از نر و ماده این مورچه‌های بیابان خبر دارم آن وقت آن این حرفها را نمی‌داند! حالا آخوندهای ما می‌گویند امام علم غیب ندارد! بعد از هشتاد یا نود سال سال راجع به علم غیب امام ... أنا بشرٌ مثلكم خوب بود این آیه در قرآن بود والا نمی‌دانستند چطوری توی سرشان بزنند بدبخت‌ها! آن دارد می‌گوید من از نر و ماده‌ای این مورچه‌ها ... می گویند این روایات ضعیف است این روایات سند ندارد! فقط تو سند داری؟ تو به بابات وصلی؟ باید رفت سوال كرد! درست شد اینها را همه می‌داند ولی چه می‌كند مقام ستاریت دارد همان ستاریت خدا را هم علی دارد دیگر تا وقتی كسی ندیده وقتی چهار شاهد هست برای چی خودت را به دردسر می‌اندازی خدا كه نگفته تو كاسه داغ‌تر از آش بشوی وقتی خدا نگفته تو برای چی این كار را می‌كنی برای چی اعتراف می‌كنی من علی بهت می‌گویم برو پی كارت دیگر چی می‌خواهی و اگر می‌رفت و بالاخره خودش را به دردسر انداخت اگر می‌رفت و این كار را می‌كرد امیرالمؤمنین هم درستش می‌كرد یعنی درست بود مساله‌اش را دیگر تمام می‌كرد مطلبی دیگر در اینصورت نداشت این مقام مقام ستاریت است یك چیز خیلی عجیبی من اتفاقا دو سه روز پیش دیدم یك روایتی دیدم راجع به عبداللَه بن ابی منافق معروف ولا تصل علیهم درباره این آمده این وقتی كه فوت می‌كند پیغمبر نماز میت می‌خوانند و تكبیر می‌گویند و ... ولی مطلبی را افشا نمی‌كنند، و دعاهایی كه می‌كردند و فقرات و اینها را به‌طور خفاء می‌خواندند بعد از نماز عمر آمد و گفت یا رسول اللَه مگر قرار نبود كه طبق آیه راجع به اینها نباید ... اینها منافق هستند چرا شما دعا خواندید؟ حضرت هیچ نگفتند دوباره ول نمی‌كند مگر نیامده؟ همین آیه آمده چرا شما خلاف آیه رفتار كردی؟ به پیغمبر می‌گوید چرا خلاف آیه رفتار كردی! دوباره بعد همینطور بعد حضرت فرمودند تو شنیدی كه من در نماز چه گفتم؟ گفت نه گفتند من او را لعن كردم، حالا خیالت راحت شد، بعد امام صادق علیه السلام می فرمایند كه پیغمبر نمی‌خواست این را افشا كند و او باعث شد كه این افشا بشود ببینید امام صادق می‌فرماید پیغمبر لعنش كرده در نماز، داریم در نماز میت اگر شخص شخص منحرف باشد معاند باشد مخالف باشد مخالف با ولایت باشد دعا نباید كرد باید لعن كرد اللَهم العن در دعاها اللَهم احشر مع اولیاء نداریم اینها مال مؤمنین است و دعای علیه باید در مورد منافق و معاندین و آنهایی كه ضدولایت هستند كرد امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید دعای بر علیه باید كرد نه دعای بر له، منافق است ضد ولایت است و معاند است نه مستضعفین و اینها بلكه آنها كه معاند هستند ولی همین را پیغمبر صلاح نمی‌داند فاش كند حالا چرا صلاح نمی‌داند بخاطر زن و بچه‌اش است بخاطر آن نسل است هزارتا مساله است هزارتا صلاح را در نظر می‌گیرد این عمر پایش را كرده توی یك كفش چرا این كار را می‌كنی؟ پیغمبر هم گیر كرده بایستی كه بیاید جواب بدهد این فضولی‌ها همیشه دردسر بوده، خب مقام ستاریت اقتضا می‌كند حالا مرده دیگر ولش كن حتما باید بیایی اعلامیه بدهی حتما باید چكار كنی ممكن است بچه داشته باشد بیایند بگویند كه پیغمبر در نماز پدرت یك همچنین چیزی را كرد خب این ناراحت نمی‌شود؟ تا آخر عمر بابایش فلان ... یا اینكه بگوید اینقدر دلش خوش باشد كه پیغمبر یك نمازی خواند به همین مقدار و حتی پیغمبر هم تا آخر هم به بچه‌اش نگوید كه من چی گفتم.