جلسه ۶۲۳
11تلمیذ: سؤال نامفهوم
استاد: تا وقتی كه فعلیت نداشته باشد علمی نیست علم معلول فعلیت است
تلمیذ: سؤال نامفهوم
استاد: نه ببینید منظور از فعلیت درآوردن تحول نفس است به یك مرتبهای كه لازمه آن تحول علم است یعنی وقتی علم میشود علم حضوری یعنی كسی كه در یك همچنین مرتبهای نیست معنایش این است كه نفسش هم متحول نشده است ولی دارد، این تحول را باید در خودش بوجود بیاورد نه اینكه از بیرون به او افاضه بشود خودش را باید به اینجا برساند! یعنی آنچه را كه در او به مرحله استعداد نه استعداد به انتزاع، بلكه به معنای استعداد یعنی تهیؤ ذاتی آنچه كه در نفسش به تهیؤ ذاتی هست آن را به مرحله فعلیت دربیاورد و آن را ظاهر كند الان یك شخصی كه خطاطی می كند آن قابلیت برای نوشتن خط و اینها را دارد آن خطی را كه مینویسد اینطور نیست كه یك دفعه خلق الساعه این ظهور از او بوجود آمده نه این خطی كه الان دارد مینویسد این خط درنفسش هست ولی هنوز فعلیت پیدا نكرده است فعلیت به معنای خارجی است كِی شما بهبه به این میگویید؟ وقتی بنویسد تا ننویسد هیچ نمیفهمید، بهبه نمیكنید، فحشش هم میدهید بعد یك دفعه برمیدارد از داخل كیفش یك نوشته ای درمیآورد میگذارد جلوی شما آقا این مال كیست؟ مال من است ببخشید معذرت میخواهم، شما را به جا نیاوردیم، اسائه ادب شده، مثل اینكه وقتی كه دو نفر با همدیگر فلان میكنند بعد آدرس كه میدهند میفهمند آقا ببخشید ما شما را به جا نیاوردیم جسارتی از ما سر زده چیزی شده خب اینكه فرقی نكرد اضافه كه نشد، بروز داد آن جنبهای كه درش بود آن را نشان داد، تا نشان داد انسان منفعل میشود این هم آن خط را توی دلش بوده نیاورده این خط را بیرون، نقش را نیاورده بیرون، علم را نیاورده بیرون، آن استعداد و آمادگی برای كسب علم را دارد ولی نرفته درس بخواند، ولی همین آقای جناب حمار اگر شما به در این فیضیه ببندیدش اگر پنجاه سال هم باشد چیزی برایش اضافه نمیشود آن این استعداد را ندارد آن تهیؤ را ندارد ولی ما نه ما انشاءاللَه جزء آنها نیستیم ما را ببندند بعد از پنجاه سال بیایند باز كنند همان خر عصاری نه انشاءاللَه یك چیزی به توفیق خدا سرمان میشود، چیزی میفهمیم اینجا اول روز اول، روز دوم، سال اول، هی دارد به فعلیت میآورد یك دفعه بعد از چندسال میبینید اه اصلا این مُدركات با آن مُدركات هفت سال پیش اصلا بطور كلی فرق كرده این بینش با آن بینش فرض كنید هفت سال پیش یك چیز دیگر شده این اخلاق با آن اخلاق هفت سال پیش اصلا زمین تا آسمان تفاوت كرده این رفتار این تفاوتها از كجا آمده هی فعلیت فعلیت اینها به فعلیت كه میرسد به مقتضای این فعلیت آن علم حضوری هم خودش میآید قرار میگیرد و همان حقیقت وجود در جان انسان واصل میشود لذا انسان دارد همه اینها در او هست همه این قابلیتها در او هست یزید هم این قابلیت را دارد! شمر هم دارد، منتهی به هوا و هوس و دنیا و ریاسات گذراندند خودشان را از بین بردند! خودشان را نابود كردند! خودشان را هلاك كردند!

