اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 17-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۲۳

9
  •  و آن این است كه آن شكلی كه دارای حقیقت است چون تجرد اقوی از تجرد مثال دارد خود را به مثال برمی‌گرداند مثال هم چون تجردش اقوی از تجرد ماده است در آن خود را به ان شكل ظاهر می‌كند به شكل آن صورت دیگر آن صورت دیگر در مثال مثالی بوده نسبت به آن جنبه حقیقت به لاشكل و لاصورت و لاعین و لاجمع این در اینجا یك پله نزدیكتر است آن مثال صورت دارد شكل دارد آخر وزن ندارد ولی شكل دارد شما پدرتان را در خواب می‌بینید پسرعمه‌تان را كه نمی‌بینید و فرق می‌گذارید بین این و آنها تفاوت می‌گذارید آن حقیقت مثالیه به واسطه سنخیت با آن مساله ظلمت یا نورانیت ملكوتی خود را با او هماهنگ به شكل درمی‌آورند این حقیقت جسمیت بخاطر سنخیت با مساله مثالی و با مساله برزخی خود را هماهنگ و سنخ او نه عین او سنخ او درمی‌آورد این سنخ او می‌شود چه؟ می‌شود ماده و این همین مادی‌المواد البته مادی‌المواد در آن اصل مساله قضیه است در آن اشكالش هم خب اشكال برزخی است بجای خودش هست هر مطابق هر شكل برزخی یك شكل مادی و یك شكل جسمانی هم در اینجا تبلور و ظهور پیدا می‌كند لذا در آنجا در آن نقطه، جنس ندارد.

  •  یك وقتی من یك جا بودم همین چندی پیش هم بود همین اخیرا یك جمعی بودم یك بچه‌ای آنجا بود این بچه یك چیزهایی را مشاهده می‌كرد تقریبا بچه چیزی بود پنج سالش بود و اصلا داشت آبروریزی می‌كرد من جلویش را گرفتم خلاصه حرف ما را گوش داد و او به افراد و اینها یك دفعه بلند می‌گفت اه این مثلا سگ است! دیدم دارد مثل اینكه خیلی دارد كارخرابی می‌كند گفتم بیا اینجا پیشم گفتم خب حالت چطور است و سرش را گرم كردیم و خیلی به ما علاقمند شد و هی می‌خواست ذهنش متوجه بشود من نمی‌گذاشتم، می‌گویند حرف راست را از بچه بشنو و داشت خیلی كارخرابی می‌كرد به او گفتم ببین شما كه این چیزها را می‌بینی نباید بگویی آن وقت ممكن است برایت خوب نباشد و خلاصه به او گفتیم، كه این قبول كرد كه دیگر نگوید و اتفاقا پدر و مادرش هم خیلی از این قضیه نگران بودند آنها نمی‌دانستند بیچاره‌ها چكار كنند پدر و مادر خیلی عادی بودند پدرش پزشك بود و من توصیه‌های به ایشان كردم كه تكرار نشود و ... خب این در جلوی آقایان كه با كبكبه و دبدبه می‌آیند پته را می ریزد رو و همه چیز رو می‌شود، او كه دیگر عقل و فهم حسابی كه ندارد یكی دوتا خراب‌كاری كرد دیدم نه كار دارد بیخ پیدا می‌كند.