اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 16-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۲۲

5
  •  ما دیگر نمی‌توانیم در قبال این تعریفی كه برای مفهوم ناطق می‌آوریم حیوان را در او دخالت بدهیم حیوان فرق می‌كند با ناطق در جایی كه این دوتا بخواهند باهم آشتی كنند در آنجا ما می‌توانیم بگوییم الحیوان ناطق یا اینكه بگوییم الناطق حیوان ناطق همان حیوان است حیوان هم همان ناطق است یعنی با همدیگر اینها سر جنگ ندارند اینها با هم سر نزاع ندارند اما بخواهیم خود مفهوم را فی حد نفسه مورد توجه قرار بدهیم دیگر در اینجا نمی‌توانیم بگوییم الناطق ناطق نمی‌توانیم بگوییم الانسان حیوان نمی‌توانیم بگوییم الحیوان الانسان نمی‌توانیم بگوییم الناطق حیوان منضمّ الیه النطق این را هیچكدام نمی‌توانیم بگوییم این معنا معنای لابشرطیت و بشرط لائیت جنس است كه جنس همینطور معنای آن فصل است آن وقت اگر همین مفهوم را شما آمدید و این مفهوم جنس را و در نوع بخواهید ملاحظه كنید این لابشرط شیء بخواهید در نظر بیاورید در وجود خارج این می‌شود اسمش ماده یعنی پس ماده عبارت است از یك ظرفیتی كه از یك حقیقتی كه از یك تعین خارجی كه ماده متعین است حالا تعینش تعین ابهامی است آن اشكال ندارد ولی خود همین ماده عبارت است از همان جنس كه لا بشرط شیء در اینجا اخذ شده است كه یا بشرط لا كه تفاوتی در اینجا ندارد كه خود آن فی حد نفسه برای او از نظر خارج همان معنای را ما می‌كنیم كه برای جنس از نظر كلی در ارتباط با نوع ما آن معنا را كردیم كه وقتی این حقیقت تنهائی بخواهد مورد نظر قرار بگیرد اسمش را می‌گذاریم جنس، آن حقیقت فصلیت تنهائی مورد تصور قرار بگیرد فصل همین حقیقت در خارج می‌شود ماده یعنی ماده عبارت است از مصداق و محكی آن جنس، كه آن جزئی است از تعین خارج یك امر دیگر باید ضمیمه این جزء بشود آن امر دیگر همان فصلی است كه ما آن فصل را منحاز از جنس ما تصور كردیم آن اسمش می‌شود صورت، پس صورت و ماده همان مصداق جنس و فصلی است كه ما در آن نوع مورد توجه قرار دادیم.