
تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی
بررسی تفاوتهای جنس و فصل با ماده و صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی در باب تصور ماهیت و تمایزات میان جنس، فصل، ماده و صورت میپردازند. بحث با تأکید بر اهمیت دقتنظر در مفاهیم ذهنی آغاز میشود و با نقد رویکردهای سطحی در فلسفه غرب، جایگاه رفیع حکمت متعالیه در تحلیل حقایق هستی تبیین میگردد. استاد با بهرهگیری از کلام مرحوم آخوند، کیفیت لحاظ ماهیت به صورت لابشرط و بشرطلا را تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه این دقتهای ذهنی، راهگشای فهم مسائل عمیق توحیدی و عرفانی است. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت اصلاح نفس و پرهیز از قضاوتهای نادرست درباره دیگران، بر لزوم درک صحیح واقعیتهای خارجی تأکید میشود. در نهایت، با بازگشت به مباحث منطقی، تفاوتهای دقیق میان جنس و فصل در مقام حمل و تعریف، و نسبت آنها با ماده و صورت در خارج، به عنوان ابزاری برای شناخت دقیق حقایق تبیین میگردد.
تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی
4حالا اگر كسى تفسیر نوین1 را کنار تفسیر المیزان بگذارد و بگوید: این مفسر این را مىگوید و آن مفسر این را مىگوید، خب هردو [تفسیر] هستند! معلوم میشود این آدم مریضى است، [این آقای صاحب تفسیر نوین] آدمى بود كه یقینیاتش براى ما وهمیات بود! بنده خودم با آنها بودم و مجالس هم داشتیم! در آن زمان نوجوانى یقینیاتش براى ما وهمیات بود! حالا این افراد بیایند در این محدوده [وارد شوند و تفسیر] بکنند واقعاً تضحیه و ابطال علم است. خلاصه خدا باید انصاف بدهد.
آثار تحقیق و تدقیق در فلسفه و منطق
وقتى كه ذهن و نفس با اینگونه تحقیقات و تدقیقات و تمایزات عادت كند و بتواند به یك تحلیلى برسد در آنجا دیگر انسان در مطالب و علوم کاملاً مىتواند صاحبنظر بشود و مىتواند موارد صلاح و فساد، صحیح و سقیم را تشخیص بدهد كه كدام مورد مغلطه است، کدام جدل است، كدام برهان است، كدام یقین است و كدام بر پایۀ حدس و خیال است. نفس یك همچنین چیزى دارد.
یك وقت شخصی فاضل و عالم ـ خدا رحمتش كند، به رحمت خدا رفته است ـ از مرحوم علامه و خصوصیات ایشان نقل مىكرد که مرحوم علامه اگر در علمى هم وارد نبود وقتى شخص حرفى را مىزد، [ایشان] مىفهمید این خلاف است یا نه، [بااینکه] وارد نبود ولى چون نفس، نفسى است كه قدرت تشخیصش دیگر واقعاً به یك حد پختگى كامل رسیده است، حرف را كه مىشنود مىفهمد كه این چقدر از استحكام پایهاى برخوردار است یااینكه چرتوپرت است و خیلى نمىشود به آن توجه کرد، یعنى منطق و فلسفه درصورتیکه رویش تحقیق بشود و نظر داده بشود یك همچنین قدرت و جنبهاى را براى انسان بهوجود مىآورد.
علیٰکلّحال مرحوم آخوند در اینجا مىفرمایند که وقتى ما مىخواهیم به جنس نظر بكنیم، یك وقت روى خود آن جنس فىحدّنفسه نظر مىكنیم این مسئله همان بشرطلا بودن است، مثلاً همین قضیه را شما در باب توحید هم مىتوانید مورد استفاده قرار بدهید؛ در قضیۀ توحید و این اختلافاتى كه در اینجا هست كیفیت بشرطلا بودن مقام أحدیت و كیفیت لابشرطشیئى او كه همان مقام هوهویت است. كیفیت به شرط شىء بودن او كه آن مقام جامع الجمعى كه مستجمع جمیع صفات كمالیه در تمام مراتب اسماء است كه آن مسئلۀ به شرط شىء بودن حقیقت خارجى اسم الله است. یا لابشرطى اوست كه مقام واحدیت است؛ یعنى در آنجا منافاتى با نزول اسماء و صفات ندارد. یك حیثیتی هست كه آن حیثیت یَجتَمِعُ مَعَ التَعَیُّنات یعنى لا یَمتَنِع الاجتِماع مَعَ التَعَیُّنات خب در اینجا، اگر این سه مرحله را مورد دقت قرار بدهیم آنوقت دیگر كلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام و سایر مطالب روشن میشود. [مثل] ﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾2 و ﴿فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَهِ﴾3 یا ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾4 یا ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾5 یا «داخلٌ فى الأشیاءِ لا بالمُمازَجةِ و خارجٌ عنها لا بالمُزایَلة».6 ما مىتوانیم با همین سه تصوری که میتوانیم بكنیم [ادراك كنیم] و این سه تصور اعتبارى نیست بلكه سه تصور واقعى است كه ناشى از كیفیت لحاظ حقایق خارجى است نه كیفیت یك حقایق خارجى براساس اعتبار شخصی که آن اصلاً معنا ندارد، بلکه انسان براساس حقیقت خارجى آن معنا و حقیقت خارجى را انتزاع مىكند، این را انسان کاملاً مىتواند درك كند و بفهمد كه مقام أحدیت در لابشرطى چه تعیّنى باید در خارج داشته باشد تا انسان بتواند تصور کند، یا همان مقام أحدیت در بشرطلائى چطور مىتواند باشد یا همان مقام أحدیت در به شرط شىء بودن چطور مىتواند باشد؟ ما نمیتوانیم خارج را جدا کنیم! ما نمىتوانیم ظهورات خدا را از مُظهِر جدا كنیم و نمیتوانیم مَظهَر را از ظهور منفك كنیم! نمىتوانیم به یك همچنین مسئلهاى در اینجا معتقد باشیم پس در اینجا این مقام مُظهِریت و جمعش با مقام مَظهَریت و مُظهَریت و اینكه به شرط شیء است چگونه با به شرط لا بودن جور درمىآید؟! خب خیلى راحت است، دیگر تصور در اینجا بسیار تصور راحتى است و مىبینیم آن مطالبى را كه مرحوم آقا شیخ محمدحسین در مقام ردّ و انكارش بودند چقدر سهل است و چقدر راحت براى انسان قابل توجیه است! میبینیم که آن مطالبى را كه بین علمین مرحوم والد و مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ در بحث فنا [ردّوبدل] شد چقدر راحت شد یعنى دیگر نیاز به اینهمه بحث و فلان و جلسات متعدده ندارد، ما میتوانیم همین حقیقت به شرط شىء بودن را در آن حقیقت به شرط لا بودن لحاظ كنیم. چرا؟ چون مسئله، مسئلۀ اعتبار معتَبِر نیست بلكه مسئلۀ وقوع خارجى و برداشت ما از این وقوع خارجى است و معتَبِر در اینجا نمىتواند حقیقت خارجى را به نفع خود تغییر بدهد.
- . تفسیر نوین اثر محمدتقی شریعتی است. (محقق)
- . سوره حدید (57) آیه 4. امام شناسی، ج 12، ص 375:
«او با شماست هر جا بوده باشید.» - . سوره بقره (2) آیه 115. الله شناسی، ج 2، ص 257:
«پس به هر جانب روى خود را بگردانید، در آنجا وجه خدا وجود دارد.» - . سوره زخرف (43) آیه 84. الله شناسی، ج 2، ص 181:
«و اوست آنكس كه در آسمان معبود است و در زمین معبود است.» - . سوره حدید (57) آیه 3. الله شناسی، ج 12، ص 257:
«اوست اوّل، و اوست آخر، و اوست ظاهر، و اوست باطن.» - . شرح فصوص الحكم، قیصرى، ص 27 به نقل از امیرالمؤمنین علیهالسّلام؛ شرح مثنوى، ج 3، سبزوارى، ص 455 و ص 509. این مضمون با عبارات مختلف از امیرالمؤمنین علیهالسّلام نقل شده؛ التوحید، ص 306؛ الأمالى، شیخ صدوق، ص 342 و 343: «هو فى الأشیاءِ على غیرِ مُمازَجَة، خارجٌ مِنها على غیرِ مُبایَنَة. ... داخلٌ فى الأشیاءِ لا کَشَىءٍ فى شىءٍ داخل، و خارجٌ منها لا کَشَىءٍ مِن شَىءٍ خارج.» (محقق)
نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 40: «معَ کلِّ شىءٍ لا بمُقارَنَة، و غیر کلِّ شَىءٍ لا بمُزایَلَة.»
