
تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی
بررسی تفاوتهای جنس و فصل با ماده و صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی در باب تصور ماهیت و تمایزات میان جنس، فصل، ماده و صورت میپردازند. بحث با تأکید بر اهمیت دقتنظر در مفاهیم ذهنی آغاز میشود و با نقد رویکردهای سطحی در فلسفه غرب، جایگاه رفیع حکمت متعالیه در تحلیل حقایق هستی تبیین میگردد. استاد با بهرهگیری از کلام مرحوم آخوند، کیفیت لحاظ ماهیت به صورت لابشرط و بشرطلا را تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه این دقتهای ذهنی، راهگشای فهم مسائل عمیق توحیدی و عرفانی است. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت اصلاح نفس و پرهیز از قضاوتهای نادرست درباره دیگران، بر لزوم درک صحیح واقعیتهای خارجی تأکید میشود. در نهایت، با بازگشت به مباحث منطقی، تفاوتهای دقیق میان جنس و فصل در مقام حمل و تعریف، و نسبت آنها با ماده و صورت در خارج، به عنوان ابزاری برای شناخت دقیق حقایق تبیین میگردد.
تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی
3اشکال به نظریۀ دکارت دربارۀ تسمیۀ وجود به جنس
شخص چقدر باید آدم بسیطى باشد كه اسم وجود را جنس بگذارد! یعنى اصلاً خندهدار است! حتى اصالةالماهویها كه ما به آنها مىخندیم یك همچنین حرفى را نمىزنند و اسم وجود را جنس نمیگذارند! اگر هم آنها قائل به اعتباریت ماهیت هستند بالأخره آن را امر زائدِ منتزعِ از ماهیت مىدانند نهاینكه دیگر اسم جنس را بر وجود بگذارند! اسم جنس را بر وجود گذاشتن خیلى سخافت مىخواهد كه یكى مثل دِكارت یك همچنین مطلبى را بگوید و تصورش از وجود [اینگونه باشد]! یعنى اصلاً حتى یک هستى عادى را هم تصور نكرده است؛ یک هستىِ عادى كه به معناى «بود» است [را تصور نکرده است]! خب «بود» اصلاً به جنس چه مربوط است؟! جنس و فصل حدود شیء هستند، علیٰکلّحال این [دکارت] بهترشان است! حالا نسبت به بقیه که دیگر چه عرض کنم!
ولى شما وقتى به فلسفۀ ما و صدرالمتألهین نگاه مىكنید، مىبینید اینها اصلاً در عالم دیگر هستند اصلاً انگار از كُرات دیگر آمدند كه چگونه مِیز و امتیاز بین جنس، فصل، نوع، ماده و صورت قائل مىشوند! [در اینجا] میگویید که این مغز، مغزى است كه مىشود گفت دارد به مطالب و مسائل دسترسى پیدا مىكند!
اهمیت و تأثیر تدریس تفسیر المیزان در حوزههای علمیه
من سابق بارها نكتهاى از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ راجع به تفسیر المیزان مىشنیدم كه مىفرمودند:
اگر تفسیر المیزان در حوزههاى علمیه تدریس بشود دویست سال بعد تازه مىفهمند مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالی علیه ـ چه گفته است!
و خب این شاید در بادى امر یك مطلب ثقیل و اغراقآمیز به نظر بیاید ولیكن وقتى ما به سایر تفاسیرى كه امروزه نوشته مىشود نگاه مىكنیم مىبینیم چنان حرف بىربطى هم نیست! این آقایانی كه مدعى تفسیر هستند، تفاسیرى كه نوشتند در باب تبیین آیات و مطالبى كه نقل مىكنند مىبینیم نه، [چنان] چیزى نیست، اتفاقاً بعداً من از مرحوم مطهرى هم شنیدم كه ایشان در مجلسى به افراد گفته بود كه من از آقاى آقا سید محمدحسین یك همچنین چیزى را شنیدم و مدتى دربارۀ این قضیه فكر مىكردم تااینكه دیدم بله، مطلب همین است و این تفسیر المیزان در شرایط فعلى قدر و قیمتش معلوم نیست و باید خیلى بگذرد و تازه تدریس بشود [تا قدر و قیمتش معلوم شود] نهاینکه همینطورى افراد بخواهند مطالعه كنند.
