اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی

بررسی تفاوت‌های جنس و فصل با ماده و صورت

14٬291
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی در باب تصور ماهیت و تمایزات میان جنس، فصل، ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تأکید بر اهمیت دقت‌نظر در مفاهیم ذهنی آغاز می‌شود و با نقد رویکردهای سطحی در فلسفه غرب، جایگاه رفیع حکمت متعالیه در تحلیل حقایق هستی تبیین می‌گردد. استاد با بهره‌گیری از کلام مرحوم آخوند، کیفیت لحاظ ماهیت به صورت لابشرط و بشرط‌لا را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه این دقت‌های ذهنی، راهگشای فهم مسائل عمیق توحیدی و عرفانی است. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت اصلاح نفس و پرهیز از قضاوت‌های نادرست درباره دیگران، بر لزوم درک صحیح واقعیت‌های خارجی تأکید می‌شود. در نهایت، با بازگشت به مباحث منطقی، تفاوت‌های دقیق میان جنس و فصل در مقام حمل و تعریف، و نسبت آن‌ها با ماده و صورت در خارج، به عنوان ابزاری برای شناخت دقیق حقایق تبیین می‌گردد.

تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی در باب تصور ماهیت و تمایزات میان جنس، فصل، ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تأکید بر اهمیت دقت‌نظر در مفاهیم ذهنی آغاز می‌شود و با نقد رویکردهای سطحی در فلسفه غرب، جایگاه رفیع حکمت متعالیه در تحلیل حقایق هستی تبیین می‌گردد. استاد با بهره‌گیری از کلام مرحوم آخوند، کیفیت لحاظ ماهیت به صورت لابشرط و بشرط‌لا را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه این دقت‌های ذهنی، راهگشای فهم مسائل عمیق توحیدی و عرفانی است. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت اصلاح نفس و پرهیز از قضاوت‌های نادرست درباره دیگران، بر لزوم درک صحیح واقعیت‌های خارجی تأکید می‌شود. در نهایت، با بازگشت به مباحث منطقی، تفاوت‌های دقیق میان جنس و فصل در مقام حمل و تعریف، و نسبت آن‌ها با ماده و صورت در خارج، به عنوان ابزاری برای شناخت دقیق حقایق تبیین می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی

8
  • پس در این حمل، آنچه كه مى‌تواند براى این موضوع محمول قرار بگیرد خودش است مثل اینكه مى‌گوییم: زیدٌ زیدٌ. همان‌طوری‌که در زیدٌ زیدٌ و عمروٌ عمروٌ و حَجَرٌ حَجَرٌ هركدام از اینها به حمل هوَ هو همان موضوع خواهد بود، در اینجا هم حیوان به حمل هوَ هو نمى‌تواند ناطق باشد یا نمى‌توانیم بگوییم: الحیوانُ انسانٌ، اگر بگوییم: الحیوانُ انسانٌ یا الإنسانُ حیوانٌ، انسان در اینجا مركب از جنس و فصل است پس ما دیگر در اینجا حیوان را لابشرط‌شىء و بشرط‌لا تصور نكردیم بلکه ما حیوان را لابشرط‌ تصور كردیم؛ لابشرط‌شیء و لابشرط أن لا یَکونَ شی‌ء، هیچ‌کدام از این دو موردنظر نیست كه درآن‌صورت مى‌تواند با ناطق هم جمع بشود ولى در اینجا نمى‌تواند جمع بشود. الحیوانُ حیوانٌ، حیوان حیوان است و ناطق هم ناطق است و هركدام از این دوتا جایگاه خودشان را دارند.

  • معنای فصل

  • سراغ ناطق می‌آییم كه فصل است، فصل به‌عنوان حقیقتى است كه آن حقیقت تخصیص‌‌دهنده و تشخّص‌دهنده و تعیّن‌دهندۀ این جنس است که ما اسم آن را ما فصل مى‌گذاریم بنابراین در این حقیقت فصلیه هیچ‌وقت حیوان دخالتى ندارد و در حقیقت فصلیه، خود فصل است یعنى خود این فصل فى‌حدّ‌نفسه موردنظر قرار مى‌گیرد. پس اگر بگوییم كه مفهوم ناطق چیست؟ دیگر نمى‌توانیم حیوان را درقبال این تعریفى كه براى مفهوم ناطق مى‌آوریم دخالت بدهیم، حیوان با ناطق فرق مى‌كند. در جایى كه این دو بخواهند باهم آشتى كنند، در آنجا مى‌توانیم بگوییم که الحیوانُ ناطِقٌ یااینكه بگوییم: الناطِقُ حیوانٌ؛ ناطق همان حیوان است و حیوان هم همان ناطق است یعنى با همدیگر سر جنگ و نزاع ندارند اما اگر بخواهیم خود مفهوم را فى‌حدّ‌نفسه مورد توجه قرار بدهیم، دیگر در اینجا نمى‌توانیم بگوییم: الناطِقُ ناطِقٌ! نمى‌توانیم‌ بگوییم: الإنسانُ حیوانٌ! نمى‌توانیم بگوییم: الحیوانُ إنسانٌ! نمى‌توانیم بگوییم: الناطِقُ حیوانٌ مُنضَمٌّ إلَیهِ النُطق! نمى‌توانیم هیچ‌کدام از اینها را بگوییم. این معنا، معناى لابشرطیت و به شرط‌ لا بودن جنس و همین‌طور معناى فصل است.

/