اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 04-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۲۱

2
  •  خیلی باعث تأسف است كه چطور ما آن صلابت را نداریم در نوشته هایمان مثلا مرحوم مطهری به سعید نفیسی یا فروزان‌فر كه می‌رسد می‌گوید مرحوم سعیدنفیسی در حالتی كه اینها از آن پایه‌گذاران ضداسلام بودند در دانشگاه، یكی فروزان‌فر، چند تا بودند، اینها اكثرشان هم فراماسونری بودند آن رئیسشان محمدعلی فروغی بود، كه یك كتابی هم دارد بنام تاریخ حكمت در اروپا ولی برداشته ترجمه آن آقای مازندرانی را به اسم خودش كرده، مال بوعلی را، مال خودش نیست، خودش اینقدر سواد نداشته كه این كارها را بكند.

  •  محمدعلی فروغی بود وبدیع‌الزمان فروزان‌فر بود كه مرحوم آقا از او تعبیر به حرام‌زاده می‌آوردند و بعد عجیب اینجاست كه ما می‌بینیم مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی از این افراد به مدح و تحسین یاد می‌كند در همین كتاب معروفش اعیان الشیعه و از این بدیع‌الزمان، اینها رفته بودند چندنفر نجف ـ این از جمله مواردی كه مرحوم حاج آقا بزرگ اشتباه كرد یكی این قضیه اینها بود و در بعضی از انساب هم ایشان اشتباه كرده با اینكه بسیار مرد متضلّعی و متتبعی بود ولی در اینجا اشتباه كرد ـ و اینها رفتند در آنجا و با صحبت و مدح وثنا و خنده خلاصه رگ خواب ایشان را زده بودند، و بعد از اینكه این كتاب چاپ شده بود مرحوم آقا به مرحوم حاج آقا بزرگ گفته بودند چرا این كار را كردید؟ و ایشان خیلی متاثر شده بود و می‌گفت من به قطع از احوال آنها خبر نداشتم ...، این همه كه بشما گفتم مسئله یك تیزی و حدّتی می خواهد اینجاست.

  •  این مساله به این كیفیت بوده كه ایشان در این قضیه اشتباه كرد آنوقت ایشان ﴿مرحوم مطهری﴾ در كتابهایشان من می‌بینم می‌گوید مرحوم فروزان‌فر در حالی كه اینها جزء آن مخالفین صددرصد بودند و از جمله افرادی كه در این زمینه خیلی مخالف بود علی دشتی بود كه از آن حرام‌زاده‌های درجه یك بود و بعد از انقلاب هم اعدامش كردند و از جمله افرادی كه قطعا مستحق اعدام بود این علی دشتی بود و خیلی در نوشته‌هایش نسبت به پیغمبر هتاكی داشت، منتهی بسیار قلم شیرین و خیلی موذیانه‌ای داشت و در اول هم اینها معمم بودند دیگر عمامه‌هایشان را برداشتند لابد می‌خواستند بهتر به اسلام خدمت كنند!! می‌گویند وقتی عمامه‌مان را برداریم به اسلام خدمت می‌كنیم!! می‌گویند بعضی‌ها، بهتر به اسلام خدمت می‌كنیم!! بی‌خود و بی‌جهت تغییر می دهند ... خب اسم اسم است حالا اسم، اسم خارجی باشد بیاید در فرهنگ ما، خب مگر چه می شود؟ خب از اسم ما هم می رود آنجا، اسمی كه اول آنها درست كردند این چه اشكال دارد كه بیاید در فرهنگ و جزو فرهنگ بشود؟ مخصوصا در عربی، عربی كه اصلا هم از نظر حروف مثل آنها هستیم و هم از نظر برنامه عبادت و ... اصلا با آنها اشتراك داریم خب ما كه از نظر متون و اینها با آنها اشتراك داریم، قرآن ما به رسم‌الخط همین حروف‌های مشترك است، روایات ما دعاهای ما همه به حروف مشترك است، برای چه بایستی اینها حذف بشود؟ آن هم با یك چیزهایی كه من اصلا گاهی اوقات این انشاءها را نمی‌فهمم چی است!! باید بعد بنشینم فكر كنم ببینم این چه می‌خواهد بگوید بعضی‌ها انگار این را هنر می‌دانند، حوزه هم همینطور است حوزه هم الحمدلله ... اجتماع را همایش می گویند، خب زبانت را بریده اند بگویی اجتماع! خب بنویس اجتماع، تو دیگر چرا؟ حوزه دیگر چرا؟ نشریات حوزه دیگر چرا؟، همایش و گفتمان!! مثلا گفتمان چی چی است، مثل نردبان، اینها دیگر همه جدید شدند،