اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

فراتر از عقل و تدبیر در مراتب وجودی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق «فصل ممیز» انسان از سایر موجودات می‌پردازند. بحث با نقد تعاریف رایج منطقی که نطق یا عقل را فصل ممیز انسان می‌دانند آغاز می‌شود؛ چرا که این ویژگی‌ها در مراتب مختلف در سایر موجودات و ملائکه نیز یافت می‌شود. در ادامه، با تبیین مراتب هستی و تفاوت میان مقام احدیت، واحدیت و تجلیات ذات، روشن می‌گردد که فصل حقیقی آدمی نه در عقل و تدبیر، بلکه در مقام «خلافت الهی» و جامعیت اسماء و صفات کلیه نهفته است. استاد با تحلیل کیفیت نزول وحی و نقش نفس رسول‌الله در استخدام ملائکه، جایگاه رفیع انسان کامل را به عنوان مجلای اتمّ پروردگار ترسیم می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا درک دقیق‌تری از حقیقت وجودی انسان و تفاوت بنیادین آن با سایر عوالم و مراتب ملکوتی پیدا کند.

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

4
  • اتصال مثال متصل حیوانات با مثال منفصل

  • بعد اسم این را «فهم» گذاشتند. گفتند که خب حیوانات هم فهم دارند و آنها هم خیلى از مطالب را مى‌فهمند حتى بسیارى از مسائل را كه آنها مى‌فهمند ما نمى‌فهمیم؛ به‌خاطر ارتباط بین مثال متصل آنها با مثال منفصل، از مسائلى كه در مثال منفصل قرار است انجام بشود و وجود دارد آنها مطلع هستند و هنوز ما اطلاعى نداریم لذا نسبت به حوادث آینده عكس‌العمل نشان مى‌دهند.

  • از نظر ظاهر؛ نطق ظاهرى هم براى خیلى‌ها هست، الآن خیلى از حیوانات مثل طوطى نطق دارند یا بعضى از انواع پرندگان نطق دارند. ما یك وقتى یك جایى بودیم یك پرنده‌اى آنجا بود سیاه بود و منقار قرمزى هم داشت ـ اسمش مینا بود ـ این كاملاً صحبت مى‌كرد یعنى طورى صحبت مى‌كرد كه ما تصور كردیم یك نفر در آن گوشه هست! حالا طوطى حرف مى‌زند و من هم صدایش را شنیده‌ام ولى صدایش با انسان تفاوت مى‌كند ولى این طبق همان چه یاد گرفته بود [ادا می‌کرد]؛ هم كلام را یاد گرفته بود و هم كیفیت صوت را یاد گرفته بود یعنى هردو را ضبط كرده بود و به اشكال مختلف بیان می‌کرد؛ مثلاً یک‌دفعه احساس مى‌كردیم یك مرد بزرگ دارد حرف مى‌زند، یك وقت احساس مى‌كردیم یك بچه است یعنى به دو نوع که یاد گرفته بود به همان شكل مثل ضبط‌صوت پس مى‌داد و در مواقع مختلف عكس‌العمل‌هاى مطابق با همان را نشان مى‌داد! مثلاً برایش آب مى‌بردند مى‌گفت: متشكرم؛ یا الآن دیگر آب نمى‌خواهم یا مثلاً برایم غذا بیاورید نان بیاورید؛ اگر غذا می‌بردند مى‌گفت که آب بیاوردید، [و اگر آب نبود می‌گفت] این چیست؟! این آب نیست، من آب مى‌خواهم! یعنى تشخیص مى‌داد و این‌طور نبود كه من‌باب‌مثال آب و نان برایش یكى باشد بلكه به‌واسطۀ آموزش یاد گرفته بود. خب این الآن نطق دارد و مثل آدم دارد حرف مى‌زند!