اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

فراتر از عقل و تدبیر در مراتب وجودی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق «فصل ممیز» انسان از سایر موجودات می‌پردازند. بحث با نقد تعاریف رایج منطقی که نطق یا عقل را فصل ممیز انسان می‌دانند آغاز می‌شود؛ چرا که این ویژگی‌ها در مراتب مختلف در سایر موجودات و ملائکه نیز یافت می‌شود. در ادامه، با تبیین مراتب هستی و تفاوت میان مقام احدیت، واحدیت و تجلیات ذات، روشن می‌گردد که فصل حقیقی آدمی نه در عقل و تدبیر، بلکه در مقام «خلافت الهی» و جامعیت اسماء و صفات کلیه نهفته است. استاد با تحلیل کیفیت نزول وحی و نقش نفس رسول‌الله در استخدام ملائکه، جایگاه رفیع انسان کامل را به عنوان مجلای اتمّ پروردگار ترسیم می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا درک دقیق‌تری از حقیقت وجودی انسان و تفاوت بنیادین آن با سایر عوالم و مراتب ملکوتی پیدا کند.

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

3
  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • فَصلٌ فى الفَرقِ بَینَ الجِنسِ و المادَّةِ و بَینَ النّوعِ و الموُضوعِ.

  • إنَّ الماهیَّةَ قَد تُؤخَّذُ بِشَرطِ لا شَیءٍ بِأن یُتَصَوَّرَ مَعناها بِشرطِ أن یَکونَ ذلِک المَعنى وَحدَه بِحَیثُ یُکونُ کُلُ ما یُقارِنُه زائداً عَلیه فَیَکونُ جزءاً لِذلِکَ المَجموعِ مادَةً لَه مُتِقَدِّماً علیهِ فى الوجودینِ.1

  • این مطلبى است که قبلاً هم در مباحث منطقى در موردش بحث شده است و اطلاع نسبت به آن‌هم هست.

  • تعریف ماهیت

  • ماهیت به‌طورکلی به نوع و به جنس و فصل اطلاق مى‌شود و به هركدام از اینها ماهیت اطلاق مى‌شود. ماهیت آن چیزى است كه انسان در تعریفِ حدّىِ یك شی‌ء آن را ذكر مى‌كند. در تعریفِ حدّى انسان حیوانیت و ناطقیت آورده مى‌شود و به‌واسطۀ این، از سایر افراد ممتاز مى‌شود.

  • اظهار عجز بزرگان از اهل معرفت نسبت به شناخت فصل ممیز انسان

  • البته این یك حقیقت و تعریفى است كه به میزان شناخت عادى، آن تعریف در اینجا مطرح هست ولى اینكه انسان واقعاً از نظر فصلى كه آن ممیز بین این نوع از سایر انواع هست، چه نظر و برداشتى دارد آن یك مسئلۀ بسیار بسیار مهمى است كه بزرگان از اهل معرفت نسبت به آن اظهار عجز كردند و این مطلب را نتوانستند آن‌طور كه بایدوشاید ترسیم و تصویر كنند.

  • تصور غلط در مورد ناطقیت!

  • تصور دربارۀ ناطقیت تا مدت‌ها پیش این بود كه همین معناى نطق ظاهرى است و انسان این مسئله را دارد و سایر افراد ندارند. بعداً متوجه شدند كه بسیارى از افراد از انواع هم نطق دارند؛ من‌باب‌مثال خود بقر نطق دارد، كلب نطق دارد، جمل نطق دارد و نطق‌های اینها همه در محدودۀ حدّ وجودى خودشان هست و همان‌طوری‌كه افراد براى ارتباط بین خود نیاز به نطق دارند حیوانات هم براى ارتباط با خود نطق خاصى را دارند.

  • شعور و ادراك حیوانات در محدودۀ خودشان

  • من در یك جایى مى‌خواندم كه این حیوانات حتى براى هركدام از بچه‌هاى خود یك اسم خاص مى‌گذارند كه با آن صداى خاص، آن بچه متوجه مى‌شود و به طرفش مى‌آید، این‌طور نیست كه آنها بدون فهم در محدودۀ ماهوى خودشان صمٌ بکمٌ باشند و هیچ شعور و ادراكى نداشته باشند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 16 و 17.