اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

فراتر از عقل و تدبیر در مراتب وجودی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق «فصل ممیز» انسان از سایر موجودات می‌پردازند. بحث با نقد تعاریف رایج منطقی که نطق یا عقل را فصل ممیز انسان می‌دانند آغاز می‌شود؛ چرا که این ویژگی‌ها در مراتب مختلف در سایر موجودات و ملائکه نیز یافت می‌شود. در ادامه، با تبیین مراتب هستی و تفاوت میان مقام احدیت، واحدیت و تجلیات ذات، روشن می‌گردد که فصل حقیقی آدمی نه در عقل و تدبیر، بلکه در مقام «خلافت الهی» و جامعیت اسماء و صفات کلیه نهفته است. استاد با تحلیل کیفیت نزول وحی و نقش نفس رسول‌الله در استخدام ملائکه، جایگاه رفیع انسان کامل را به عنوان مجلای اتمّ پروردگار ترسیم می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا درک دقیق‌تری از حقیقت وجودی انسان و تفاوت بنیادین آن با سایر عوالم و مراتب ملکوتی پیدا کند.

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

2
  • آن شخص مى‌گفت که من فقط آرزو مى‌كردم که بمیرم! الآن به آقا چه بگویم؟! مى‌گفت: آن‌قدر حالم بد شد و رنگم زرد شد كه آن شخصى كه زیراكس مى‌كرد مضطرب شد كه چه‌کار كند، مدت‌ها همین‌طور نشستم و فقط در این فکر بودم كه آقا فرمودند که خودت مواظبت كن و...! آنجا فهمیدم که این قضیه را براى این گفته بودند! مى‌گفت که فردایش ما این كتاب را آوردیم به آقا بدهیم؛ گفتم: من كتاب را مى‌دهم خدمتتان ولى فقط آرزوى مرگ مى‌كنم در قضیه‌اى كه اتفاق افتاده است! آقا گفتند که چه شده است؟! گفتم: رفتیم این‌طور شد! فرمودند: نه آقا مسئله‌اى نیست، قضاء ما قضاء و...! و به رویش نیاوردند! الآن آن كتاب دست من است؛ آثار جرم دست من است!! خیلى ایشان مراقب و خیلى دقیق بودند و خیلى كارشان روى نظم و حساب بود.

  • اشتباه بودن کلام «نظم ما در بى‌نظمى است»

  • این یك مسئله‌اى است كه عجیب است. كلام معروفى است از مرحوم آقای سید ابوالحسن اصفهانى است كه «نظم ما در بى‌نظمى است»! این عجب حرف چرندى است! یعنى چه که نظم در بى‌نظمی است؟! یعنى چه که نظم حوزه در بى‌نظمی است؟! بى‌نظمى یعنى وحشى‌گری! مگر معنا دارد بی‌نظمی نظم بشود؟! این‌طوری جنگل و قانون غابات1 مى‌شود! نظم ما در بى‌نظمی است یعنى چه؟! مرحوم آقا با این حرف‌ها شدیداً مخالف بودند. قرار بود حوزۀ نجف را درست كنند و اصلاحاتى را انجام دهند. چند نفر پیش مرحوم آقا سید ابوالحسن مى‌روند و ایشان هم قبول مى‌كند، اما بعد آنهایى كه مخالف بودند و منافع خودشان را در این بى‌نظمى‌ها و همان راه و روشی كه خودشان مى‌پسندیدند، می‌دیدند، رأى آقا سید ابوالحسن را دوباره زدند و تغییر دادند! اینها كه [می‌خواستند تغییر ایجاد کنند] بعد مراجعه كردند، دیدند که این اطرافیان رأیشان را عوض كردند! [مرحوم آقا همیشه می‌گفتند که] اى واى از این اطرافیان! خلاصه آنها رفته بودند و گفته بودند: آقا این فلان است، حوزه اگر بخواهد این‌طور بشود ازدست ما بیرون مى‌رود! انگار حالا دست شما دست جبرائیل امین یا حضرت اسرافیل است كه نباید بیرون برود! می‌گفتند که ازدست ما بیرون می‌رود و به‌دست دیگران مى‌افتد! ایشان هم از نظرشان برگشت. بعد كه اینها رفتند، ایشان گفتند كه نظم ما در بى‌نظمى است! بعد دیگر این مانند وحى مُنزَّل معروف شد! همه هم مى‌گویند؛ حالا چون مرحوم آقا سید ابوالحسن گفته پس وحى است! این روایاتى كه از رسول خدا و ائمه علیهم‌السّلام دربارۀ تدبیر و نظم داریم هیچ‌كدام از اینها وحى نیست ولى كلام مرحوم آقا سید ابوالحسن وحى مى‌شود!

    1. لغت‌نامه دهخدا: «غابات: بیشه‌ها و صحراها.»