اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 03-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۲۰

3
  •  مطلبی است قبلًا هم بحثش شده است و اطلاع نسبتش هم هست در مباحث منطقی به اصطلاح صحبتش شده در آنجا ماهیت بطور كلی به نوع و به جنس و فصل اطلاق می‌شود به هركدام از اینها اطلاق ماهیت می‌شود.

  •  ماهیت آن چیزی است كه در تعریف حدّی یك شیء انسان آن را ذكر می‌كند. در تعریف حدی انسان حیوانیت و ناطقیت آورده می‌شود و بواسطه این از سایر افراد ممتاز می‌شود البته این یك حقیقتی است كه تعریفی است كه به میزان شناخت عادی آن تعریف در اینجا مطرح هست ولی اینكه انسان واقعا از نظر فصلی كه آن ممیز بین این نوع از سایر انواع هست چه نظری دارد و چه برداشتی دارد آن یك مساله بسیار بسیار مهمی است كه بزرگان از اهل معرفت نسبت به آن اظهار عجز كردند! و این مطلب را نتوانستند آنطوری كه باید و شاید ترسیم كنند و تصویر كنند. ناطقیت را مدتها پیش تصور این بود كه همین معنا، معنای نطق ظاهری است و انسان این مساله را دارد و سایر افراد ندارند بعدا متوجه شدند كه بسیاری از افراد از این انواع هم، نطق دارند فرض كنید كه خود بقر نطق دارد، كلب نطق دارد، یا جمل نطق دارد، و نطقهای اینها همه در محدوده حدّ وجودی خودشان هست و همانطوری كه افراد برای ارتباط بین خود نیاز به نطق دارند حیوانات هم برای ارتباط با خود نطق خاصی را آنها دارند و من در یك جایی می‌خواندم كه این حیوانات برای هركدام از بچه‌های خود حتی یك اسم خاص می‌گذارند كه با آن صدای خاص آن بچه متوجه می‌شود می‌آید بطرفش، اینطور نیست كه آنها بدون فهم در محدوده ماهوی خودشان صمٌ بكمٌ باشند و هیچ شعور و ادراكی نداشته باشند.

  •  بعد اسمش را گذاشتند" فهم" گفتیم خوب حیوانات هم فهم دارند آنها هم خیلی از مطالب را می‌فهمند حتی بسیاری از مسائل را كه آنها می‌فهمند ما نمی‌فهمیم بخاطر ارتباط بین مثال متّصل آنها با مثال منفصل، از مسائلی كه در مسائل منفصل قرار است انجام بشود و وجود دارد آنها مطلع هستند وهنوز ما اطلاعی نداریم لذا نسبت به حوادث آینده عكس‌العمل نشان می‌دهند.