اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 03-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۲۰

1
  • اعوذباللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  مرحوم آقا خیلی دقت می‌كردند، كاغذ حتما باید فلان كاغذ باشد، برای جوهر باید بروید بهترین جوهر را بگیرید، ما می‌رفتیم می‌گشتیم بهترین جوهری كه بود می خریدیم، خیلی دقیق بودند ایشان مثل ما نبودند، همینطور شلخته و هردمبیلی ...، تمام نوشته‌هایشان همه ...، ما هم كه می‌نویسیم معلوم نیست كجاست همین كه كپی بشود دیگر معلوم نیست، ایشان خیلی منظم، می‌دادند اینها را صحافی كنند ...، خیلی نظم خوبی داشتند یك كسی نقل می‌كرد می‌گفت ما جلد چندم امام‌شناسی را از ایشان گرفتیم كه زیراكس كنیم از رویش، ایشان آمدند و دادند و گفتند:" كه شما خودتان شخصاً بر زیراكس این نظارت داشته باشید تا وقتی كه می‌گیرید". می‌گفت ما رفتیم میدان شهدا آنجا یك زیراكسی بود و دادیم كه زیراكس كنند آن هم گفت باشد برو دوساعت دیگر بیا من زیراكس می‌كنم گفتم نه و الان می‌خواهم بالاخره راضی شدم و گفتم تا من می‌روم نماز می‌خوانم و برمی‌گردم شما این را زیراكس كن و خیلی تاكید كه حواست را جمع كن مواظب باش، مراقبت كن ... كه یك وقتی دست كثیفی روی این نیفتد، چون نسخه خطی بود، وقتی نماز خواندیم و برگشتیم كه بگیریم، یك دفعه آمد و گفت ببخشید دیگر اینطور شد ... یك لیوان آب بود و ... نگاه كردیم یك لیوان روی دو صفحه این ریخته بود، این اصلا بطور كلی ...، می‌گفت فقط من آرزو می‌كردم بمیرم كه الان چه بگویم به آقا، می‌گفت آنقدر حالم بد شد و رنگم زرد شد كه آن شخصی كه زیراكس می‌كرد مضطرب شد كه چكار كند، می‌گفت مدتها همینطور نشستم و فقط این بود كه آقا فرمودند خودت مواظبت كن، آنجا فهمیدم كه برای این گفته بودند این قضیه را، می‌گفت فردایش ما این كتاب را آوردیم بدهیم به آقا گفتم: من كتاب را می‌دهم خدمتتان ولی فقط آرزوی مرگ می‌كنم در قضیه‌ای كه اتفاق افتاده، آقا گفتند چی شده؟ گفتم رفتیم اینطور شد ... فرمودند: نه آقا مساله‌ای نیست، قضا است دیگر ... و به رویش نیاوردند. الان آن كتاب دست من است، آثار جرم دست من است ﴿مزاح﴾ خیلی ایشان مراقب و خیلی دقیق و خیلی كارشان روی نظم و حساب بود.