جلسه ۶۲۰
5تلمیذ: اوّل ما خلق اللَه العقل است؟
جواب: مقام تدبیر است دیگر.
تلمیذ: اول ما خلق اللَه العقل، اول ما خلق اللَه نور نبیك یا جابر! اگر این مقام واحدیت است دیگر مقام عقل از واحدیت بالاتر است؟
استاد: نه مقام واحدیت حتی نیست، انسان از واحدیت هم بالاتر است در مقام واحدیت مقام ظهور در تعینات است در مقام واحدیت، مقام، مقامِ تفصیل است تفصیل بین حقائق مجرده و غیرمجرده است آن مقام مقام واحدیت است ما دو مقام كه بیشتر نداریم یكی مقام احدیت است همانطوری كه عرض كردم وصف انتزاعی است نه وصف اعتباری است مقام دوم مقام واحدیت است كه آن مقام واحدیت لازمة تجلی است در تجلی به آن اسماء و صفات به تعینات جزئیه آن مقام واحدیت در آنجا ظهور پیدا میكند در مساله واحدیت اسماء و صفات قبلا تحقق خارجی داشتند منتهی ظهور نداشتند. اسم علیم همراه با ذات وجود داشته وجود خارجی داشته ولی هنوز به صور جزئیه درنیامده است ما كه الان در اینجا صحبت میكنیم تمام ما مجالی و مظاهر و تعینات اسم علیم هستیم اگر آن اسم علیم نبود من یك كلام نمیتوانستم صحبت كنم و اگر اسم سمیع نبود شما یك كلام نمیتوانستید بشنوید پس این صحبت كردن من و شنیدن شما اینها همه ناشی از اسم علیم و سمیع است البته در سمیع، علیم هم وجود دارد هردو ناشی از علیم و سمیع است كه این علیم و سمیع الان در اینجا نزول پیدا كرده است مجلی پیدا كرده است مظهر پیدا كرده بواسطه آن مظهر در خارج ما این ظهورات را مشاهده میكنیم اگر این مجلی و مظهر نبود از كجا میفهمیدیم خدا علیم است؟ از كجا میفهمیدیم سمیع است؟ از كجا میفهمیدیم قادر است؟ از كجا میفهمیدیم قدیر است؟ تمام اینها بخاطر ظهور اوست لذا شمس، شمس مغربی در اینجا میفرماید:
وجود من به تو است و ظهور تو از من یعنی وجود من مستند به وجود توست ولی ظهور تو بواسطه من است اگر من نبودم تو در چه میخواستی ظهور پیدا كنی؟ تو میخواستی به چه ظهور پیدا كنی؟ پس همانطوری كه برای وجود ما، احتیاج به افاضه از اوست همینطور ضرورت دارد ظهور او به وجود ما یعنی دو طرف در اینجا برای هم ضرورت دارند، ضرورت وجود او برای وجود ما و ضرورت وجود ما برای ظهور او اگر ما وجود نداشتیم آن چطوری ظاهر میشد بالاخره یا باید در شكل انسان ظاهر بشود یا در شكل پری یا در شكل ملك یا در شكل جماد حیوان و سایر مخلوقات، مراتب عقول مجرده، مثال، ملكوت، تمام این ظهورات فرق نمیكنند در اینجا یعنی منظور همان جنبة به اصطلاح نه جنبه خارجی جنبة خلافهاللَهی بعضیهارا دیدم این شعر را اینطور معنا كردند بالاخره خدای متعال در مرتبه ظهور احتیاج به یك ظهوری دارد حالا هركی میخواهد باشد این كه شاعر میگوید" من" سمبل مساله است، نه اینكه منظور شخصی باشد، نه نه ایشان در اینجا منظورش این است كه منی كه جامع صفات و اسماء كلّیة تو هستم باید تو تجلی كنی در من تا اینكه تو ظهور پیدا كنی والا اگر بخواهی ظهور پیداكنی در شجر و در مدر در غیر اینها، این ظهور، ظهور تام نیست آن مجلای اتم و ظهور اتم باید در انسان باشد و آن لیاقت مقام خلافهاللَهی دارد پس اگر قرار باشد كه ذات باری بتواند ظهور اتم داشته باشد این تجلی اعظم او باید در وجود رسول اللَه باشد.

