اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 01-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۹

4
  •  خلاصه قضیه بین حاج میرزا حبیب را با میرزا حاج حسن خراب كردند مرحوم حاج میرزا حسن دید كه كم‌كم مساله برگشته ارتباطات به هم خورده سست شده، حرف و نقل‌ها دارد پیش می‌آید مسائل دارد عوض می‌شود آن هم آدم زرنگ، متقی، مرحوم حاج میرزا حسن بسیار آدم باتقوا بود و اهل دل، این نجاتش داد اهل دل بود كیس بود مومن نمی‌گذارد آب از زیرش رد بشود تا بخواهد یك قضیه‌ای احساس بكند بودارد فلنگ را می‌بندد و دیگر خداحافظ اگر این مرجعیت ریاست است و دنیا، ما این را به شما تحویل دادیم آمد به بهانه بیماری به كاظمین و بعد هم رفت ایشان به سامرا و بعد دیگر در آنجا ماند و هرچه به او گفتند، گفت: آب و هوای اینجا به مزاج ما بهتر می‌سازد یك كلام از او شنیده نشد كه بخواهد حرف بزند ببینید چقدر آدم باید باتقوا باشد مرحوم حاج میرزا حسن اینجوری نبوده حاج حبیب‌اللَه رشتی هم آدم خوبی بوده تا آخر هم آدم خوبی بوده. ولی زمین تا آسمان بین میرزای شیرازی و بین حاج میرزا حبیب اللَه فرق است میرزا حبیب اللَه رشتی بسیار مرد ملّایی بوده یك مقدمه‌ای واجب بوده كه من یك وقتی می‌خواندم شش ماه فقط در مقدمه بحث می‌كرده مقّدمِه درست است یا مقّدَمه درست است من آن كتاب را خواندم جزو واجبات مقدمات است و من آنرا داشتم آن زمان قوانین می‌خواندیم بسیار مرد جوّالی بوده اصلا خیلی از این طرف و آن طرف، مطالعه مباحث ایشان از نقطه‌نظر جولان فكری خیلی برای طلبه مفید است فكر را خیلی جولان می‌دهد، یكی آن است و یكی جامع الشتات مرحوم میرزای قمی این را رفقا فراموش نكنند كه كتاب بسیار مفیدی است و از نقطه نظر تفریع فروع بسیار برای استنباط مؤثر است این كتبی كه تشبیه اصول و تشبیه فروع و اینها شده.

  •  ایشان گذاشت و رفت و هرچه گفتند چرا نجف نمی ایید؟ گفت آب و هوای اینجا بهم می‌سازد. یك كلام اشاره بكند؟ حالا نگاه كنید ببینید چه خبر است!! بلندشوم اینجا بیایم ابدا، هرچی از آن طرف اشاره و كنایه بود ایشان سكوت، هیچی نگفت و تا آخر هم نگفت و یك آتو به دست كسی نداد مرحوم میرزا حسن بسیار آدم زرنگی بود، ایشان همان كسی بود كه وقتی آمدند از گناباد به عراق، آخوندها آمدند و از ایشان تقاضا كردند كه نامه‌ای بنویسد كه مرحوم سلطان گنابادی ـ كه ایشان در آنجا هست و درویش است ـ فتوی به طرد و رفض و مقابله با ایشان بدهد ایشان جواب نامه را نداد و چندساعت افراد پشت درب بودند ولی ایشان پاسخ نداد و وقتی آنها آمدند، به خادم گفتند كه برو بگو این نامه شما جوابی ندارد. ببینید چقدر آدم زرنگ، این را می‌گویند مؤمن، این آدم مؤمن است، این كسی است كه نور ایمان دارد، این كسی است كه می‌فهمد یك حرفش چه تبعاتی دارد، یك حرفی كه می‌زند چه مفاسدی ممكن است پیش بیاید، و چه سوءاستفاده‌های از یك كلمه ممكن است بشود، نه می‌گوید بله نه می‌گوید نه، نه می‌خندد نه اخم می‌كند، نه اشاره می‌كند، هیچ، فقط ساكت ساكت، خوب می‌داند.