اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 01-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۹

2
  •  چون كه بی‌رنگی اسیر رنگ شد موسئی با موسئی درجنگ شد اگر قرار بود كه آن حقیقت بی‌رنگی به همان بی‌رنگی و سازجیت خودش تحقق خارجی پیدا كند كه دیگر در اینجا جنگ و دعوایی معنا نداشت شما هیچ تا حالا دیدید چندتا بچه با همدیگر جنگ و دعوا كنند بچه‌های كوچك، تعین ندارند آنها رنگ ندارند و باهم اختلاف نمی‌كنند اختلافی هم كه با همدیگر بكنند این اختلاف نیست همینطوری توی سروكله همدیگر می‌زنند و بازی می‌كنند آشتی می‌كنند، قهرمی‌كنند، دوباره، این لازمه اطوار وجودی آنهاست نه اینكه لازمه رنگ پذیری آنهاست. آن رنگ‌پذیری وقتی پیدا می‌شود كه اینها به سنین بالا برسند تعلقات آنها تعلقات زائدی بشود بواسطه آن تعلقات اینها به آن اختلاف ذاتی برمی‌گردند یعنی اختلافی كه به تعلق برمی‌گردد نه به خود ذات آنها چون ذات تعلق ندارد بنابراین این اختلافاتی كه ما در اینجا می‌بینیم این اختلافات همه مال چیست؟ مال اسیر رنگ شدن است مال تعلق به دنیا و هوا و نفس است و این تعلق اگر نباشد وجود هست ولكن صلح برقرار است وجود هست ولكن اختلاف نیست.

  •  در زمان امام زمان عجل اللَه فرجه الشریف وقتی كه حضرت ظهور می‌كنند در آن زمان وجود هست ولی اختلاف نیست همه با هم صلح و صفا هستند چرا؟ وجودشان از بین نمی‌رود تشخص آنها از بین نمی رود آن مابه‌الاختلاف آنها كه تعلق به نفس است و تعلق به دنیاست بواسطه ظهور و بواسطه افاضه و عنایت حضرت او از بین می‌رود وقتی او از بین رفت همه مثل آدم زندگیشان را می‌كنند، راحت همه مثل آدم، راحت می‌نشینند زندگی می‌كنند، صلح، صفا، خوش، نه چیزی او طلب دارد، نه او به این بدهكار است، نه او از این توقعی دارد، همه در یك وضعیت بهشت‌گونه زندگی می‌كنند، و آن حقیقت معنای مولانا كه می‌فرماید چونكه بی‌رنگی اسیر رنگ شد آن در زمان ظهور حضرت تحقق پیدا می‌كند رنگها در زمان ظهور از بین می‌رود تعلق‌ها در زمان ظهور از بین می‌رود آن گرایش‌ها و خودمحوری‌ها و انانیت‌ها از بین می‌رود، رئیس‌جمهور می‌خواهند تعیین بكنند این به او پیشنهاد می‌كند او به این پیشنهاد می‌كند دیگر همدیگر را جّر نمی‌دهند و به هزار تهمت و كذب و دروغ و مطالب خلاف شرع همدیگر را متهم نمی‌كنند، و گریه می‌كنند و برای فرار از این مساله می‌گذارند از شهر بیرون می‌روند كه اصلا مبادا باشند و قرعه به نام اینها بخواهد بیفتد.