جلسه ۶۱۹
18تلمیذ: ولی شیخ طوسی فتاوی اهل سنه را نقل می كنند
استاد: فقط به عنوان یادآوری آن فتاوی می گفتند نه بعنوان عمل اصلا خلاف شیخ طوسی بر همین مبنا است فتاوای مخالف را در كنار مطالب شیعه بیان میكند این اشكال ندارد بدانیم شیعه چه میگوید فرض كنید ائمه اربعه چه میگویند، خود آن ابوحنیفه بوده اصلا از اول خودش دارد میگوید كه این خلاف مذهب است، اشكال ندارد ولی ما در اینجا فتوای مجتهد دیگر را بعنوان ما انزل اللَه داریم میگوییم این است حرف من، این خلاف شرع است، آن از اول دارد میگوید كه ابوحنیفه هم دارد این را میگوید، از اول میگوید این خلاف ما انزل اللَه است، این آمده از انسان سوال میكند كه من الان در طواف این عمل را انجام دادم چه كنم؟ خب من كه نمیتوانم آنجا بگویم شما از كی تقلید میكنید؟ یا برو این كار را بكن یا ... این الان بر این اعتقاد عملی كه دارد انجام میدهد خلاف است.
مثلا آمده سرش را كج كرده شانهاش از بیت منحرف شد عمل خلافی هم انجام نداده بنده باید طبق فتوای دیگری بگویم این طوافی كه انجام دادی این باطل است برو دوباره از سر بگیر!!!، بنده غلط میكنم یك همچنین حرفی بزنم، پدرش درآمده در این طواف هفتشوط انجام داده تازه بیام بهش بگویم هفت شوطت باطل است بلندشو برو دوباره از اول ... بلكه طوافت درست است، چرا؟ چون قاطع هستم بر اینكه این عمل اخلالی به این صحت طواف وارد نمیكند.
تلمیذ: ...؟
استاد: البته مجتهد داریم تا مجتهد، بله ما فرض را بر اجتهاد میگذاریم یعنی كسی كه بداند و قاطع باشد نه اینكه فقط وسائل الشیعه را نگاه كرده باشد و یك روایتی را دیده ولی از هزارتا چیز دیگر غافل است با عرض معذرت این اجتهادهای امروزی همه كشك هم نیستند نه اینكه حالا ... آن شخص نخیر آن در قطعیات خودش ظنی است. مجتهدی كه قاطع باشد و بتواند قسم حضرت عباس بخورد روی فتوایی كه دارد میدهد كه این فتوا موافق با ماانزل اللَه است این مجتهد جایز نیست كه فتوای دیگری را نقل بكند كه در نزد او خلاف ما انزل اللَه است

