جلسه ۶۱۹
8فإنها أیضا عین ذواتها و قد یکون أمرا زائدا علی ذاته حاصلا له دون غیره کامتیاز الکاتب من الأمی بالکتابة این تعینات عین ذوات این ماهیات امكانیه است نه اینكه وصفی بر آنها عارض شده باشد و گاهی اوقات این تعین بواسطه امری است كه زاید بر ذات آن شیء است كه فقط برای این حاصل میشود مثل امتیاز كاتب از امی بكتابه یكی كاتب است و یكی نیست.
وقد یکون لعدم حصول ذلک الأمر له کامتیاز الأمی من الکاتب بعدم الکتابة گاهی اوقات بخاطر عدمش است مثل امتیاز الامی من الكاتب بعدم الكتابی در اینجا جنبه عدم باعث امتیاز شده است میگویند این عدمالكتابی دارد این جاعل است این نمیتواند بنویسد این نوشتن بلد نیست.
والأول لا یخلو من أن یعتبر حصول هذا الأمر له مع قطع النظر عن عدم حصول غیر ذلک الأمر له کاعتبارنا حصول الکتابة لزید مع قطع النظر عن عدم حصول الخیاطة له در قسم اول كه حصول شیء آن باعث امتیاز است خود آن وصف حاصل مدنظر قرار میگیرد حالا چه غیر آن وصف را دارد یا ندارد میگویند این شخص كاتب است و بواسطه كتابت امتیاز پیدا میكند از سایر افراد، اولی خالی نیست از اینكه معتبر بشود حصول این امر برای او ولی توجهی به عدم حصول این برای غیر نیست میگوییم آقا فلان شخص عالم است خب دلیلی نیست كه غیر از او عالم نباشند، اگر این وصف در ایشان محقق است و این باعث امتیاز ایشان است، حالا ممكن است سایر افراد جاهل باشند مثل ما یا اینكه جاهل نباشند بلكه آنها هم عالم باشند با قطعنظر از عدم حصول خیاطت برای او، ایشان یك وصف دیگری را در اینجا بیان كردند مثلا كتابت را ایشان دارد ولی خیاطت را ندارد كه بواسطه آن عدم خیاطت از بقیه امتیاز دارد.
أو یعتبر حصوله مع عدم حصول غیره له یا اینكه حصول این معتبر است با عدم حصول غیر برای او، میگوییم این عالم است و خیاط نیست یعنی یك وصف وجودی دارد و یك وصف را عادم است كه آن عدمالخیاطه باشد.

