اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 01-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۹

6
  •  مرحوم پدرمان ایشان فرمودند كه اگر دستور استادم نبود یك ساعت من در تهران نبودم دروغ هم نمی‌گفت بیست و یك سال ایشان در تهران بود مسجد قائم و موقعیت و چه وچه وقتی ایشان رفت به مشهد، و هجرت كرد به مشهد، من در یك مجلسی كه ائمه جماعات تهران حضور داشتند در یك مجلس روضه‌ای من هم حضور داشتم، آنها بالاتفاق می‌گفتند آقا موقعیت ایشان و مسجد ایشان آخر جایی نبود كه ایشان بخواهد ترك بكند وبرود و رها كند ایشان مسجدشان و موقعیت ایشان ... یكنفر البته می‌خواست طعنه‌ای هم به ما بزند گفت ایشان مریدهایی داشتند اینجا ... در اینجا من دیدم نه دیگر كار دارد از قضیه امامت جماعت به مرید و اینها می‌كشد گفتم كه پس حالا ما هم بگوییم گفتیم: مرید باید تابع مراد باشد یا مراد تابع مرید؟ به همشان خورد رنگشان قرمز شد شما همه‌تان تابع مرید هستید آن كه رفت كسی بود كه:

  • غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود***زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
  • آن بود كه بلند شد و رفت و مسجد و همه مریدها و ... را ول كرد و گفت ما رفتیم مشهد و هركسی تكلیفش را خودش می‌داند و خودش به تكلیفش عمل بكند و وقتی ما یك اسمی از مسجد قائم می‌آوردیم ایشان می‌گفت من دیگر نمی‌خواهم حتی اسم مسجد قائم را بشنوم اینها اینقدر راحت بودند اینقدر اینها بی‌تعلق بودند.

  •  اینها نشان دادند، راه را اینها به ما نشان می‌دهند، راه را اینها به ما ارائه می‌دهند، و وضعیت ما را این مسائل مشخص می كند، حالا اگر ما در این مكتب نباشیم و بیفتیم در دست مكتب‌های دیگر می شود یك چرت و پرتهایی ...، آقا هنوز بابایش نمرده خودش برای خودش هزارتا لباس و خیمه و نمی‌دانم عتبه و دستگاه دوخته كی به تو می‌گوید؟ از كجا؟ چه مسئولیتی؟ كی بر عهده تو گذاشته؟ چكار كردی؟ تو خیال كردی همه كاه خوردند! یونجه خوردند! نمی‌فهمند!؟ بعد هم دیگر نامه‌ها و اوراق و افاضات یكی یكی پشت سر هم درمی‌آید و دیگر هیچی تمام شد فصاركاحدهم درست، ولی این چی می‌گوید مرحوم آخوند چی می‌گوید؟ می‌گوید تعینات را كنار بگذار امتیازات را كنار بگذار صرف‌الوجود را بچسب، آن صرف الوجود تشخص است، آن كه نمی‌خواهند بگیرند دارت بزنند! چكارت كنند! آقا زنده باش ولی حی باش برای خودت باش حر باش آزاد باش به كارت برس به نفس و روح و زندگی اخرویت برس كسی نخواست تو را اعدامت كند كسی نخواست بكشدت، كسی نخواست ذبحت كند، این تعلقات را دست از آنها بردار، این تعینات را دست ازش بردار خب حالا این حرف بدی است؟ اشكال دارد؟ آقا حّر بودن بد است؟ یا نه حتما ایشان باید مقید باشد! حتما باید زنجیری، سلاسلی دست و پای او را گرفته باشد؟ و او را به این طرف و آن طرف بكشاند؟ لذا نسبت به این مساله باید انسان از این قضایا در مرام خودش و در راه خودش، اینها را به كار ببندد.