اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 01-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۹

5
  •  ولی ما نه همینطوری هرچی دلمان بخواهد می‌گوییم و اصلا متوجه نیستیم كه این چه توالی فاسدی دارد این چه تبعاتی ممكن است داشته باشد و چه افرادی را نسبت به خود بدبین و موقعیت خودمان را در بین مردم تخریب می كنیم، همینطوری هرچی از دهنمان در بیاید می‌گوییم و اصلا متوجه نیستیم كه به شان و موقعیت خودمان هم نظری بیاندازیم و بفهمیم كه الان این وضعیت با توجه به آن نگرش مردم نسبت به انسان خیلی وضعیت، وضعیتِ حساسی خواهد بود و خیلی موقعیت موقعیتِ حساسی خواهد بود.

  •  مرحوم حاج میرزا حسن گریه كرد وقتی مرجعیت را به ایشان پیشنهاد كردند، درست شد حال بنگرید ... علی كل حال این می‌شود تعلقات و رنگها وقتی كه انسان رنگ نداشته باشد می‌گوید راحت باشد، ولی وقتی رنگ داشته باشد احمق خودش را به هزار بدبختی می‌اندازد به هزار بیچارگی می‌اندازد تا اینكه مثلًا به فلان پول برسد به فلان موقعیت و شخصیت برسد این بخاطر تعلق است وقتی كه آدم تعلق نداشته باشد می‌نشیند عقب می‌گوید چرا من بیایم دردسر برای خودم درست كنم یعنی خیلی عجیب است واقعا این فلسفه و عرفان چطور انسان را راحت می‌كند یعنی زندگی را برای آدم راحت می‌كند بابا وقتی كه امام زمان به تو تكلیف نكرده مگر مجبوری بار برداری؟! شما طی این سالها شده ببینید در این فیضیه دوتا گونی آجر هرگونی پنجاه كیلو كه باید یك خر بگیرید و این دوتا گونی را بردارید روی آن خر بگذارید، شما شده خودتان این دوتا گونی را بر دوش بگذارید، شده؟ این همان است این گونی‌ها را خر باید ببرد این آجر است چرا من ببرم ما خودمان را خر می‌كنیم و بعد گونی‌های آجر را بر دوشمان می‌گذاریم خب نگذار، بلند شو برو سرت را بینداز پائین برو به زندگیت برس برو به عشق و حالت برس، نه! من حتما باید بیایم این كار را انجام بدهم!! اینها همه بخاطر این است كه همانطور كه عرض كردم ما خودمان را جای چهارپایان گذاشتیم و بعد این بلایا و مصائب را بر خودمان می‌آوریم وقتی كه تكلیف نكردند برای چی بلند شوم پاره‌آجر را برداریم، بلند شو برو، به تو كه نگفتند، یكی پیدا می‌شود برمی‌دارد، حتما تو باید باشی؟ و در همه چی و در همه چی این مسئله هست.