اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 01-12-1429

جلسه ۶۱۹

16
  •  تلمیذ: ...؟

  •  استاد: بالاخره آن كه نقش اساسی دارد شرق و غرب بودن یعنی طول جغرافیایی است نه عرض جغرافیایی، شرط اساسی طول جغرافیایی است یعنی آن كه دور زمین است خط نصف‌النهار ولی عرض جغرافیایی آن نقش خیلی زیادی ندارد آن كه باعث می‌شود ماه برگردد و قابل رؤیت باشد چرخش زمین است چرخش زمین هم بر اساس طول جغرافیایی است.

  •  تلمیذ: ...؟

  •  استاد: شاید مثلا آنهایی كه كاملًا مقابل ممالك شرقی هستند آنها اینطور باشند، همانهایی كه مثلا حدود دوازده ساعت دیگر روز می‌شود یعنی بخواهد ماه دیده بشود یعنی داخل روز می‌شود و برای آنها قابل رؤیت نیست این جهت باید باشد. حالا علی كل حال این قضیه به خود اسلامی بودن این مساله برمی‌گردد یعنی به مبنای تاریخ اسلام این برمی‌گردد نه به خود روز و شب بالاخره روز و شب برای همه است یك امر تكوینی است بالاخره اختلاف هست دیگر، همینطور در قضیه میلادی‌اش هم همینطور است یعنی در قضیه نوشتن تاریخ خوب آن اختصاص به قمری ندارد. الان یك نفر در آمریكا بخواهد یك قضیه‌ای را بنویسد مثلا می‌نویسد در چندم میلادی این قضیه اتفاق افتاد خب این چطوری باید بنویسد؟ به تاریخ خودش دارد می‌نویسد یا به آن تاریخی كه آن واقعه اتفاق افتاده. یا می‌گوید در امروز این مساله اتفاق افتاد در حالی كه این قضیه كه در فلان جای زمین اتفاق افتاده شب است و نسبت به آنها تاریخ یك روز عقب‌تر است این چیزها را در نوشتن بایستی كه رعایت بشود. به آن اختلاف روز و شب فرقی نمی‌كند یعنی وحدت ایجاد نمی‌كند چون روز و شب هست كاریش نمی‌شود كرد وحدتی كه ایشان می‌گویند فقط بر اساس مبناست.

  •  تلمیذ: ﴿پیرامون پذیرش مسئولیت روحانی كاروان با توجه به مشكلات آن و مستطیع شدن به این واسطه برای حج﴾

  •  استاد: علی كل حال مسئولیت مهمی است، مسئولیت مشكلی است، آدم نمی‌داند چكار كند آنجا به نوای چه كسی به صدا درآید هركسی مقلد یك فردی آن هم با این همه فتاوای عجیب و غریب و اختلاف و تشتت و از یك طرف بخواهد بر اساس آن نظریات به اینها بگوید به هزارتا بدبختی و بیچارگی و مشقات برای اینها بوجود می‌آورد، بخواهد به نظر خودش عمل كند خب اینها كه از او تقلید نمی‌كنند و به اعتقاد حقیر فردی كه قطع به حكم شرعی در مساله‌ای دارد حرام است شرعاً فتوای دیگری را مطرح می‌كند چون قطعاً فتوای دیگری مخالف با شرع است در نظر او، گرچه حجت است برای آن مجتهد دیگر، و برای مقلیدینش ولی از نظر این آن فتوا خلاف ما انزل‌اللَه است و شخصی كه قاطع است نسبت به فتوا ـ نه اینكه حالا شك دارد شبهه دارد احتیاط می‌خواهد بكند آن یك بحث دیگر است ـ شخصی كه نسبت به یك حكم شرعی قاطع هست بیان حكم شرعی را حتی برای مقلدین آن مرجع جایز نیست كه انجام بدهد.