جلسه ۶۱۹
11وتمیزها یکون بنفسها لا بصفة أخری و إلا لزم التسلسل المستحیل تمیز این اوصاف بخاطر خودشان است، این بخاطر صفت دیگری نیست والا تسلسل لازم میآید والا این اگر وصفی در او باشد پس آن تمیز به آن وصف برمیگردد باید برویم سراغ او و الی ماشاءاللَه. مثلا فرض كنید شما الان یك لیوان آبی را دست میزنید به این آب میبینید این لیوان شیرین است میگویید این حتما در این لیوان یا استكان چای خورده شده است كه شیرین است خود این لیوان شیشه است شیشه كه نمیتواند شیرین باشد شما میروید سراغ آن چای، میگویید چای شیرین است میبینید بقیه شیرین نیستند میگویید پس این بواسطه خود نفس چایی نباشد بواسطه آن امر دیگری باشد میگویید شكر باید اینطور باشد میروید سراغ شكر، میبینید هان این شكر دیگر این حلاوت ذاتی است این سُكّر است میبینید باز نه انواع سُكَّرها در میزان حلاوت متفاوت هستند یك شكر داریم كه این شكر، شكر قلابی است و این را آوردند و میخواهند به مردم قالب كنند این شیرینیاش كم است ولی یك شكر نه بسیار شكر است و همان كیلو است ولكن شیرینیاش دوبرابر است پس معلوم میشود یك مادهای دیگری باید در این باشد كه در آن نباشد مثلا مواد دیگری از انواع املاح و معدنیات كه در این شكر است آن میزانش بیشتر است چون وزن شكر به كلسیماش است. تا اینكه بیشتر از آن بقیه هست میرویم سراغ او، آن مادهای كه این حلاوت به او برمیگردد آن دیگر باید یكسان باشد دیگر در آنجا امتیازی نباید وجود داشته باشد والا همینطوری تسلسل لازم است.
فالتمیز بالذات منحصر فیما یکون بحسب نفس الذوات لا بأمر زائد علی المتمیز إلا بالعرض تمیز به ذات منحصر در آنجایی است كه این تمیز به خود آن ذات برمیگردد نه به امر زائد بر آن ذات الا بالعرض كه در آنجا باز نقل كلام خواهد شد.

