اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

نقش تعلقات نفسانی در ایجاد اختلافات و تضادهای انسانی

14٬289
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» می‌پردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمی‌گردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات می‌دانند که در مراتب وجودی معلول‌ها پدیدار می‌شود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین می‌شود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیری‌های انسانی است. استاد با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، نشان می‌دهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی می‌رساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید می‌گردد.

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» می‌پردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمی‌گردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات می‌دانند که در مراتب وجودی معلول‌ها پدیدار می‌شود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین می‌شود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیری‌های انسانی است. استاد با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، نشان می‌دهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی می‌رساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

7
  • مرحوم آخوند مى‌گوید که تعیّنات را كنار بگذار، امتیازات را كنار بگذار، صرف‌الوجود را بچسب؛ آن صرف‌الوجود تشخّص است، آن كه نمى‌خواهند دارت بزند، آقا زنده باش ولى حىّ باش، براى خودت باش، حر باش، آزاد باش، به كارت برس، به نفس و روح و زندگى اخروی خود برس! كسى نخواست تو را اعدامت كند، كسى نخواست تو را بُكشد، كسى نخواست ذبحت كند! دست از این تعلقات و تعیّنات بردار! حالا این حرف بدى است؟! اشكال دارد؟! آقا حر بودن بد است؟! حتماً ایشان باید مقیّد باشد و زنجیر و سلاسلى دست و پاى او را گرفته باشند و او را به این‌طرف و آن‌طرف بكشاند؟! باید انسان این قضایا را در مرام خودش و در راه خودش به‌كار ببندد.

  • قَد مَضىٰ أنَّ تَعیّنَ الشَّیءِ غیرِ تَشخّصِه إذ الأولُ أمرٌ نِسبیٌ دونَ الثانی لِأنَّه نحوُ وجودِ الشی‌ءِ و هویّتِهِ لا غیر فالتعیّنُ ما بِهِ امتیاز الشی‌ءِ عَن غیرِه بِحیثُ لا یُشارکه فیه و هو قَد یکونُ عینَ الذّاتِ کَتعیّنِ الواجبِ الوجودِ الممتازِ بِذاتِه عن غیرِه.1

  • این مطلب گذشت كه بحث تشخّص به خود وجود برمى‌گردد و قصد تعیّن به امتیاز بین انحاء وجود برمى‌گردد. اوّلى امر نسبى است؛ تعیّن امر نسبى است ولى دومى امر نسبى نیست بلكه ذاتى است. نسبت به شی‌ء دیگر این تعیّنات برمى‌گردند، نسبت به او این سفید است و آن سیاه است. نسبت به او این جاهل است و او عالم است، نسبت به او این زیباست و او زشت است. نسبت به او این داراى این صفت است و آن عادم این صفت است.

  • علم حضورى به ذات از آثار تشخّص

  • تلمیذ: تشخّص ممکن است علم حضوری باشد و تعیّن علم حصولی باشد.

  • استاد: آن اثرش بود. آن را گفتیم که تشخّص یكى از آثارى كه دارد علم حضورى به ذات است اما نه‌اینكه تشخّص مساوى با علم حضورى باشد. در هرجا كه تشخّص هست در آنجا علم حضورى هست.

    1. . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 15.
/