اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

نقش تعلقات نفسانی در ایجاد اختلافات و تضادهای انسانی

14٬289
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» می‌پردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمی‌گردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات می‌دانند که در مراتب وجودی معلول‌ها پدیدار می‌شود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین می‌شود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیری‌های انسانی است. استاد با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، نشان می‌دهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی می‌رساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید می‌گردد.

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» می‌پردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمی‌گردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات می‌دانند که در مراتب وجودی معلول‌ها پدیدار می‌شود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین می‌شود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیری‌های انسانی است. استاد با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، نشان می‌دهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی می‌رساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

19
  • استاد: فقط به‌عنوان یادآورى آن فتاوا را می‌گفت نه به‌عنوان عمل، اصلاً کتاب خلاف شیخ طوسى بر همین مبنا است؛ فتاواى مخالف را در كنار مطالب شیعه بیان مى‌كند. این اشكال ندارد که بدانیم شیعه چه مى‌گوید و ائمۀ اربعه چه مى‌گویند. اصلاً از اول خودش دارد مى‌گوید كه این خلاف مذهب است و این اشكال ندارد ولى ما در اینجا فتواى مجتهد دیگر را به‌عنوان ما أنزل الله داریم مى‌گوییم و این خلاف شرع است. او از اول هم دارد مى‌گوید كه ابوحنیفه هم این را مى‌گوید، از اول مى‌گوید که این خلاف ما أنزل الله است اما این آمده از انسان سؤال مى‌كند كه من الآن در طواف این عمل را انجام دادم چه كنم؟ خب من كه نمى‌توانم بگویم که شما از چه كسى تقلید مى‌كنید؟ یا برو این كار را بكن! این الآن بر این اعتقاد، عملى كه دارد انجام مى‌دهد خلاف است. مثلاً آمده سرش را كج كرده و شانه‌اش از بیت منحرف شد و عمل خلافى هم انجام نداد، بنده باید طبق فتواى دیگرى بگویم که این طوافى كه انجام دادى باطل است و برو دوباره از سر بگیر! بنده غلط مى‌كنم یك هم‌چنین حرفى بزنم، پدرش درآمده این طواف هفت ‌شوط را انجام داده است تازه بیایم به او بگویم که هفت شوط تو‌ باطل است و بلندشو برو دوباره از اول طوف کن؟! می‌گویم که طوافت درست است! چرا؟! چون قاطع هستم بر اینكه این عمل اخلالى به این صحت طواف وارد نمى‌كند.

  • تلمیذ: خود مجتهد هم ادعا دارد به ما أنزل الله رسیده است؟!

  • استاد: البته مجتهد داریم تا مجتهد. بله! ما فرض را بر اجتهاد مى‌گذاریم یعنى كسى كه بداند و قاطع باشد نه‌اینكه فقط وسائل الشیعه را نگاه كرده باشد و یك روایتى را دیده ولى از هزارتا چیز دیگر غافل است. با عرض معذرت این اجتهادهاى امروزى همه كشك هم نیستند نه‌اینكه حالا... نه‌خیر او در قطعیات خودش هم ظنى است! مجتهدى كه قاطع باشد و بتواند قسم حضرت عباس بخورد روى فتوایى كه دارد مى‌دهد كه این فتوا موافق با ما أنزل الله است، این مجتهد جایز نیست كه فتواى دیگرى را نقل بكند كه در نزد او خلاف ما أنزل الله است!‌

/ 613