
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
نقش تعلقات نفسانی در ایجاد اختلافات و تضادهای انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» میپردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمیگردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات میدانند که در مراتب وجودی معلولها پدیدار میشود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین میشود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیریهای انسانی است. استاد با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، نشان میدهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی میرساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید میگردد.
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» میپردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمیگردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات میدانند که در مراتب وجودی معلولها پدیدار میشود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین میشود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیریهای انسانی است. استاد با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، نشان میدهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی میرساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید میگردد.
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
17بالأخره آنچه كه نقش اساسى دارد شرق و غرب بودن است یعنى طول جغرافیایى است نه عرض جغرافیایی، شرط اساسى طول جغرافیایى است یعنى آن كه دور زمین است خط نصفالنهار [است]، ولى عرض جغرافیایى نقش خیلى زیادى ندارد آنچه كه باعث مىشود ماه برگردد و قابل رؤیت باشد چرخش زمین است و چرخش زمین هم براساس طول جغرافیایى است. علىٰكلّحال این قضیه به خود اسلامى بودن این مسئله برمىگردد یعنى به مبناى تاریخ اسلام برمىگردد نه به خود روز و شب، بالأخره روز و شب براى همه است و یك امر تكوینى است و اختلاف هم هست.
در قضیۀ تاریخ میلادى هم همینطور است مثلاً الآن یك نفر در آمریكا بخواهد یك قضیهاى را بنویسد، مىنویسد که در چندم میلادى این قضیه اتفاق افتاد. خب این را چطورى باید بنویسد؟! به تاریخ خودش دارد مىنویسد یا به آن تاریخى كه آن واقعه اتفاق افتاد. مىگوید: در امروز این مسئله اتفاق افتاد درحالىكه این قضیه كه در فلان جاى زمین اتفاق افتاده شب است و نسبت به آنها تاریخ یك روز عقبتر است! این چیزها در نوشتن باید رعایت بشود. آن اختلاف روز و شب فرقى نمىكند یعنى وحدت ایجاد نمىكند چون روز و شب هست و كاری نمىشود كرد. وحدتى كه ایشان مىگویند فقط براساس مبناست.
تلمیذ: حکم پذیرش مسئولیت روحانى كاروان با توجه به مشكلات آن و مستطیع شدن به این واسطه براى حج چیست؟
استاد: علىٰكلّحال مسئولیت مهمى است و مسئولیت مشكلى است، آدم نمىداند چهكار كند! نمیداند آنجا به نواى چه كسى به صدا درآید؟! هركسى مقلد یك فردى است آنهم با اینهمه فتاواى عجیب و غریب، اختلاف و تشتت! از یك طرف بخواهد براساس آن نظریات به اینها بگوید هزارتا بدبختى و بیچارگى و مشقات براى اینها بهوجود مىآورد و اگر بخواهد به نظر خودش عمل كند اینها كه از او تقلید نمىكنند.
به اعتقاد حقیر فردى كه قطع به حكم شرعى در مسئلهاى دارد حرام است شرعاً فتواى دیگرى را مطرح کند چون قطعاً فتواى دیگرى درنظر او مخالف با شرع است گرچه براى آن مجتهد دیگر و براى مقلیدینش حجت است ولى از نظر این، آن فتوا خلاف ما أنزل الله است و شخصى كه قاطع نسبت به خلاف فتوا است ـ نهاینكه حالا شك و شبهه دارد و مىخواهد احتیاط بكند آن یك بحث دیگر است ـ بیان حكم شرعى و آن فتوا حتى براى مقلدین آن مرجع جایز نیست كه انجام بدهد. با توجه به این مسئله روحانى كاروان چهكار مىخواهد بكند؟ چطورى مىخواهد بین این دو قضیه جمع كند؟!
