جلسه ۶۱۷
6وقتی رسول خدا میفرماید كسی كه روز بعدش از روز قبلش بدتر باشد ملعون است بلند شویم بیاییم به خودمان برسیم ببینیم حال قبلمان چه بود الان چیست؟ قبلًا به دنیا چقدر توجه داشتیم و الان چقدر توجه داریم؟ اینها همهاش بخاطر اینكه مسیری را كه انتخاب كردیم در ظرفیت و در محدوده تربیت نبوده این همین است درس خواندیم در غیر از محدوده! خیال كردیم درس فقط همین اسفار است تمام شد اسفار خواندیم و دیگر ملك دنیا و آخرت را متصرف شدیم فقه خواندیم هر كسی كه لمعه و چیز و اینها بخواند دیگر مساله تمام است دو صفحه مكاسب شیخ انصاری خواندیم خیال كردیم از طرف چین برمیگردیم نه آقا این خبرها نیست هرچیزی كه در مسیر تربیت قرار نگیرد كسب باشد بدون تهذیب، اشتغالات امروزی باشد علوم تجربی بدون تهذیب، معارف اسلام باشد بدون تهذیب، اینها همهاش چیست؟ گفتم به شما در همین مدرسه فیضیه همین جا كه دارید تماشا میكنید مرحوم آقا شیخ محمدعلی اراكی نماز جماعت میخواندند وقتی من خواستم بیایم قم گفتم نماز چه كسی بروم ایشان گفتند برو مدرسه فیضیه نماز حاج شیخ محمد علی اراكی، ما هم میآمدیم عصرها اینجا ما میآمدیم اینجا اول میرفتیم حرم مثل الان نبودیم كه هفتهای یك بار هم نرویم میرفتیم حرم و زیارت میكردیم و بعد میآمدیم اینجا و نماز را میخواندیم و بعد از نماز هم میرفتیم حجره این كار هر روز ما بود در همین مدرسه فیضیه مرحوم حاج شیخ محمدعلی اراكی نماز میخواندند و طلبهها دوتا دوتا دور مدرسه میچرخیدند موقع نماز و خیلی سروصدا میكردند و گاهی دعوا میشد میگفتند آقا نماز شركت نمیكنید اقلا حرف نزنید! جلوی حاج شیخ محمدعلی اراكی كه در فیضیه نماز میخواند اینها میرفتند حرف میزدند با همین چشمهایم میدیدم توجه كردید كه موجب اعتراض اینها بود حالا این درسی كه این دارد میخواند كه این درسها به كمرش بزند كه موقع نماز بلند شود آن هم مرحوم آقای حاج شیخ محمدعلی اراكی با این وجاهت و با این تقوا خیلی آدم متقی بود مرحوم اراكی آدم بینفس و بیهوایی بود مرحوم آقای اراكی آدم درسخواندهای هم بود خود من هم شركت میكردم آن موقع ما لمعه میخواندیم ولی درس خارج هم شركت میكردیم لذا از شاگردان ایشان بودیم هیچی نمیفهمیدیم شاگرد حاج محمدعلی اراكی هستیم بدانید این را آنجا شركت میكردیم در درس ایشان البته پنج دقیقه آخر، دهدقیقه آخر درست. اینها میرفتند آنجا آن وقت من نشستم دارم نماز میخوانم یكی از آقایانی كه الان اسمش را نمیبرم و الان معروف است كنار من نشسته حالا در حال تشهد با انگشت دستش كمر مرا راست میكند بابا تشهدت را بخوان تو به كمر من چكار داری وسط نماز؟ آن قال الصادق و قال الباقر به تو یاد داده كه مسئول كمر بنده باشی؟ كمر و بالا كمر و دیگر عرض كنم حضورتان بله دوباره بالاخره ما یك چیزیمان میشد دوباره دست آقا از پشت ما را راست میكرد حالا خوب است دستش را میآورد دوباره سه دفعه در تشهد من هی اینجوری میكردم هی ما را اینجوری میكرد به او گفتم آقا شما در نماز مسول كمر بنده هستید! حالا ایشان از یكی از معروفین و ارباب فتوا، بفرما این چه نمازی است؟ در مسیر تهذیب قرار نگرفته اینها، یك علامه طباطبایی میخواهد تا راه و چاه را نشان بدهد وضعیت آدم را نشان بدهد این كاری كه میكنی غلط است اینقدر كه مطالعه میكنی غلط است نباید اینقدر مطالعه كنی باید اینقدر نكنی این یك ساعت را باید برای خودت بگذاری بلند شو برو یك گوشه بشین مرحوم قاضی را میخواهد كه بجای هی مطالعه كردن حالا نه آنهایی كه وقتشان را به بطالت میگذرانند و هر هر و كركر و شب تا صبح اینها كار نداریم آنها كه اصلا هیچ، نه آنها كه اصلا مطالعه میكنند اهل مطالعه و كتاب و دفتر هستند مرحوم قاضی میگفت كه چرا انسان باید اینقدر به این مطالب درسی و اینها بپردازد اینها یك حدی دارد وقتی انسان از این مطالب پرداخت باید برود به خودش برسد باید بروی در قبرستان، آن طلبهای بعد از درس بلند میشود میروی در قبرستان آن میآید این درس و معنویتش را و روحانیت این درس را در وجود خودش تثبیت میكند حالا اگر نه اینطور نباشد مساله جور دیگری خواهد شد دیگر مسائل میرود در نقل و انتقالها و در نقد و انتقادها و تمام فكر آدم خوب من هم یك وقت در این مایهها بودم چه اشكالی بكنم كه دقیقتر باشد چطور بپیچانم چطور مچ استاد را بگیرم از این قرمهسبزیها در كله ما هم بوده بروم شب بجای اینكه درس یك ساعت مطالعش باشد چهارساعت مطالعه میكردم تا فردا مچ استاد را بگیرم نه اینكه نگرفتم میگرفتم خوب ثم ماذا؟ حالا چی شد ثم ماذا؟ هان چی شد؟ چه هنری كردیم چكار كردیم؟ كه فكر یك طلبه این باشد چطوری بیاید این مشكل را حل كند و چطوری بر این مطلب نقد وارد كند این بشود تمام ذهن یك طلبه این درست است؟ كه من بیایم درس را فلان مطلب را حل كرده باشم اسمم بپیچد كه فلانی فلان مطلب را حل كرده است بپیچد كه این حل شده، همهاش دنیا است همهاش اینها كثرات است! كثرات انواع مختلفی دارد یك قسمش دنیا است دنیا یعنی همه دنیا یك قسمش پول است یك قسمش زن است یك قسمش رفیق است یك قسمش همین تكیفات و مسائل است یك قسمش هم چیست؟ شهرت و سمعه و ریا و شؤونات و جلب شؤونات و امثال ذلك اینها همه چیست؟ اینها همه كثرات است منتهی و به این كیفیت به این نحو خوب این هم اسفار امروز.

