اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 18-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۷

4
  •  این روش روش بزرگان است كه آنها به صلاح می‌اندیشند اولًا، صلاح را تشخیص می‌دهند كه این اصل قضیه است و دیگران صلاح را تشخیص نمی‌دهند آن آقایی كه هزارتا حرف می‌زند و بعد خودش بخاطر یك پادرد می‌رود در همان ممالكی كه دارد به آن ممالك فحش می‌دهد آن دیگر چه تبلیغی است؟! بنده شاهد بودم یكی از افراد كه رفته بود با یكی از اشخاص در انگلیس، در آنجا آن دكتر رو می‌كند و می‌گوید شما كه به ما فحش می‌دهید حالا چرا بلند می‌شوید می‌آیید اینجا؟ دیگر چه آبروی از اسلام می‌ماند؟! شما از یك طرف فحش می‌دهید و از طرف دیگر می‌گویید تورا به خدا مرا نجات بده! كسی كه بلند می‌شود می‌رود آمریكا و انگلیس كسی كه می‌رود در آن بلاد چرا دیگر فحش می‌دهد؟ می‌گوید من نتوانستم در آن كشوری كه هستم خودم را بهبود ببخشم و سلامتی‌ام را بدست بیاورم بیا شما از صدقه سری مرا نجات بده، این آبروی اسلام را بردن نیست؟ مسخره كردن خودمان نیست؟ مگر آنها یونجه یا كاه خوردند؟ اگر یونجه خوردند پس چرا بلند می‌شوی می‌روی آنجا؟ پس كاه نخوردند خیلی هم خوب می‌فهمند، اینجا بود كه مرحوم آقا گفتند اگر بمیرم از مشهد پایم را بیرون نمی‌گذارم و به آنجا نمی‌روم این مصلحت را این تشخیص می‌دهد این درد دین را دارد این درد امام زمان را فهمیده و همه مابه جای دیگری داریم می‌رویم.

  •  شرح حال یكی از همین آقایان را خوانده بودم الان فوت كرده پسرش برداشته نوشته بود بله به استشاره طبیب مشاور ایشان به انگلیس رفتند چه استشارتی چه طبیبی؟ یعنی ما در ایران دكتری كه بخواهد ایشان را معالجه بكند نداشتیم اتفاقا پزشكان ما خیلی هم بهتر از آنها و حاذق‌تر از آنها و بسیار واردتر و دستگاههای كه هست همه دم و دستگاههای خوبی است. آن هم یك شخصی كه با این وضعیت و اینها بخواهد اینكار را بكند یا اینكه بهتر نبود بجای اینكه ما به آنجا برویم و به ممالك كفر برویم كسانی كه از ما دارای وجاهت اجتماعی هستند بلند شویم به یكی از كشورهای مسلمان حتی بروم بجای اینكه برویم دست به دامن ملكه الیزابت یا تونی بلر برویم دراز كنیم بعد هم از آن طرف فحش بدهیم چه می‌گویند؟ اینها چه است؟ اینها مسائلی است كه از دیدگان آن ها پنهان نمی‌ماند و قشنگ می‌فهمند اشخاص را می‌فهمند آن وقت روی مسائل فكر می‌كنند آن وقت شروع می‌كنند ما را بازی دادن، هی بازی می‌دهند روزی این طرف می‌برند روزی آن طرف می‌برند امروز یك چیز درست می‌كنند فردا یك چیز دیگر درست می‌كنند چرا؟ چون ما را شناختند و فهمیدند مساله چیست، فهمیدند قضیه چیست.